بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 309 عبادتى ديگر بازداشته، چيزى كه هست نماز در نظر وى مهمتر از آن عبادت ديگر بوده است. بعضى ديگر از مفسرين گفتهاند:" ضمير در" توارت" به كلمه" خيل" برمىگردد و معنايش اين است كه: سليمان از شدت علاقهاى كه به اسبان داشت، بعد از سان ديدن از آنها، هم چنان به آنها نظر مىكرد، تا آنكه اسبان در پشت پرده بعد و دورى ناپديد شدند". ولى در سابق گفتيم كه: كلمه" عشى" در آيه قبلى، مؤيد احتمال اول است، و هيچ دليلى هم نه در لفظ آيه و نه در روايات بر گفتار اين مفسر نيست. «1» " رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ" بعضى «2» از مفسرين گفتهاند:" ضمير در" ردوها" به كلمه" شمس" برمىگردد، و سليمان (ع) در اين جمله به ملائكه امر مىكند كه: آفتاب را برگردانند، تا او نماز خود را در وقتش بخواند. و منظور از جمله" فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ" اين است: سليمان شروع كرد پاها و گردن خود را دست كشيدن و به اصحاب خود نيز دستور داد اين كار را بكنند، و اين در حقيقت وضوى ايشان بوده. آن گاه او و اصحابش نماز خواندند. و اين معنا در بعضى از روايات ائمه اهل بيت (ع) هم آمده". بعضى «3» ديگر از مفسرين گفتهاند:" ضمير به كلمه" خيل" برمىگردد، و معنايش اين است كه: سليمان دستور داد تا اسبان را دوباره برگردانند، و چون برگرداندند، شروع كرد به ساق و گردنهاى آنها دست كشيدن و آنها را در راه خدا سبيل كردن. و اين عمل را بدان جهت كرد، تا كفاره سرگرمى به اسبان و غفلت از نماز باشد". بعضى «4» ديگر گفتهاند:" ضمير به كلمه" خيل" برمىگردد، ولى مراد از دست كشيدن به ساقها و گردنهاى آنها، زدن آنها با شمشير و بريدن دست و گردن آنهاست، چون كلمه" مسح" به معناى بريدن نيز مىآيد. بنا بر اين سليمان (ع) از اينكه اسبان، او را از عبادت خدا بازداشتهاند خشمناك شده، و دستور داده آنها را برگردانند، و آن گاه ساق و گردن همه را با شمشير زده و همه را كشته است. ولى اين تفسير صحيح نيست، چون چنين عملى از انبيا سرنمىزند، و ساحت آنان منزه از مثل آن است. هر بيننده و شنوندهاى مىپرسد كه: اسب بيچاره چه گناهى دارد كه با شمشير به جان او بيفتى، و قطعه و قطعهاش كنى، علاوه بر اين، اين عمل اتلاف مال محترم است. _______________ (1 و 2 و 3 و 4) مجمع البيان، ج 8، ص 474 و 475.