ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 310


و اما اينكه: بعضى «1» از مفسرين به روايت ابى بن كعب استدلال كرده‏اند بر صحت اين تفسير، و در آخر اضافه كرده‏اند كه: سليمان (ع) اسبان را در راه خدا قربانى كرده، و لا بد قربانى اسب هم در شريعت او جايز بوده، به هيچ وجه صحيح نيست، براى اينكه در روايت ابى، اصلا سخنى از قربانى كردن اسب به ميان نيامد.


علاوه بر اين- همان طور كه گفتيم- سليمان (ع) از عبادت غافل و مشغول به لهو و هوى نشده، بلكه عبادتى ديگر آن را مشغول كرده. پس از بين همه وجوه همان وجه اول قابل اعتماد است، البته اگر لفظ آيه با آن مساعد باشد، و گر نه وجه دوم از همه بهتر است.


[جسدى كه بر تخت سليمان (عليه السلام) افكنده شد جنازه فرزند او بوده كه براى آزمايش و تنبيه او ميرانده شده و ...]


" وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى‏ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ" كلمه" جسد" به معناى جسمى است بى‏روح.


بعضى «2» از مفسرين گفته‏اند:" مراد از جسدى كه بر تخت سليمان افتاد، خود سليمان (ع) بوده كه خدا او را به مرضى مبتلا و آزمايش كرد، و تقدير كلام اين است كه:


" القيناه على كرسيه كجسد لا روح فيه من شدة المرض- ما او را مانند جسدى بى‏روح از شدت مرض بر تختش انداختيم".


ليكن اين وجه صحيح نيست، براى اينكه هيچ گوينده فصيحى ضمير را از كلام حذف نمى‏كند، و از كلامى كه ظاهرش انداختن جسدى بر تخت سليمان (ع) است، انداختن خود سليمان (ع) را اراده نمى‏كند، آن هم گوينده‏اى كه كلامش فصيح‏ترين كلام است.


مفسرين ديگر اقوال مختلفى در مراد از آيه دارند، و هر يك از روايتى پيروى كرده و آنچه به طور اجمال از ميان اقوال و روايات مى‏توان پذيرفت، اين است كه: جسد نامبرده جنازه كودكى از سليمان (ع) بوده كه خدا آن را بر تخت وى افكند، و در جمله" ثُمَّ أَنابَ قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي" اشعار و بلكه دلالت است بر اينكه: سليمان (ع) از آن جسد اميدها داشته، و يا در راه خدا به او اميدها بسته بوده، و خدا او را قبض روح نموده و جسد بى‏جانش را بر تخت سليمان افكنده تا او بدين وسيله متنبه گشته و امور را به خدا واگذارد، و تسليم او شود.


" قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ" از ظاهر سياق برمى‏آيد كه اين استغفار مربوط به آيه قبلى و داستان انداختن جسد بر


_______________


(1) مجمع البيان، ج 8، ص 475.


(2) تفسير مجمع البيان، ج 8، ص 476.


/ 614