ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 322


نه اينكه حق و باطل برايش يكسان و مشتبه باشد.


پس اينكه فرمود: ابراهيم و اسحاق و يعقوب داراى دست و چشم بودند، در حقيقت خواسته است به كنايه بفهماند نامبردگان در طاعت خدا و رساندن خير به خلق، و نيز در بينايى‏شان در تشخيص اعتقاد و عمل حق، بسيار قوى بوده‏اند.


آيه شريفه" وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ" «1» به آن دو معنا كه در آيه مورد بحث آمده اشاره نموده و متعرض هر دو شده است، چون ائمه بودن، و به امر خدا هدايت كردن، و وحى خدا را گرفتن همه آثار" ابصار" است و زكات دادن و فعل خيرات، و اقامه نماز، آثار" ايدى" است. اين معنا را قمى هم در تفسير خود از ابى الجارود از امام ابى جعفر (ع) روايت كرده، چون در آن روايت" اولى الايدى" به نيرومندى در عبادت، و ابصار به داشتن بصيرت در عبادت تفسير شده است «2».


" إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ" كلمه" خالصة" وصفى است كه در جاى موصوف خود آمده. و حرف" با" كه بر سر- آن است، باى سببيت است، و تقدير كلام" بسبب خصلة خالصة" است. و جمله" ذكرى الدار" بيان آن خصلت است. و منظور از كلمه" دار" دار آخرت مى‏باشد.


[معناى اينكه در تعليل مدح ايشان فرمود:" إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ"]


اين آيه، يعنى جمله" إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ ..." تعليل مضمون آيه قبلى است كه نامبردگان از انبيا را" أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ" مى‏خواند. ممكن هم هست تعليل باشد براى كلمه" عبادنا" و يا براى جمله" و اذكر" و از اين سه احتمال اولى از همه مناسبتر است، براى اينكه وقتى انسان مستغرق در ياد آخرت و جوار رب العالمين شد، و تمامى همش مرتكز در آن گرديد، قهرا معرفتش نسبت به خدا كامل گشته، نظرش در تشخيص عقايد حق مصاب مى‏گردد، و نيز در سلوك راه عبوديت حق، تبصر پيدا مى‏كند، و ديگر بر ظاهر حيات دنيا و زينت آن مانند ابناى دنيا جمود ندارد، هم چنان كه در شان چنين كسانى در جاى ديگر نيز فرموده:" فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ" «3»، پس‏


_______________


(1) ما به وى اسحاق و يعقوب را بخشيدم، و همه را صالح قرار داديم، و ايشان را پيشوايانى كرديم كه به امر ما هدايت مى‏كردند. و به ايشان فعل خيرات و اقامه نماز و دادن زكات را وحى كرديم، و ايشان عبادت‏گران ما بودند. سوره انبياء، آيه 72 و 73.


(2) تفسير قمى،


(3) پس از كسانى كه از ياد ما اعراض مى‏كنند، و به جز حيات دنيا نظرى ندارند، اعراض كن كه اينان بيش از چارچوب دنيا علمى ندارند. سوره النجم، آيه 29 و 30.


/ 614