بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 334 معنايش نظير معناى اين عبارت است كه: بگوييم" وطات له توطئة" «1». و آيه شريفه با آيه بعدش تفسير سرانجام طاغيان است. " هذا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ" كلمه" حميم" به معناى حرارت بسيار زياد است. و كلمه" غساق"- به طورى كه در مجمع البيان آمده- به معناى چركى است كه تعفن بسيار داشته باشد. البته به معناى ديگرى هم تفسير شده است «2» و دو كلمه" حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ" بيان مىكنند كلمه" هذا" را. و جمله" فليذوقوه" مىفهماند كه خود طاغيان نمىخواهند از" حميم" و" غساق" بخورند، ولى مجبورشان مىكنند به خوردن، چون قاعده آن است كه مىفرمود:" هذا حميم و غساق فليذوقوه- اين حميم و غساق است كه بايد بخورندش" ولى جمله" فليذوقوه" را جلوتر آورد و به حميم و غساق اشاره كرد تا در هنگام فرمان نام آنها را نبرده باشد." وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْواجٌ" شكل هر چيزى عبارت است از چيزى كه مشابه آن، و از جنس آن باشد. و كلمه" ازواج" به معناى انواع و اقسام است. و معناى جمله اين است كه: اين نوع ديگرى از جنس حميم و غساق است كه انواع مختلفى دارد و بايد آن را بچشند. " هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ ... فِي النَّارِ" اين سه آيه- به طورى كه از سياق برمىآيد- تخاصم تابعان و متبوعان دوزخى را كه از طاغيان بودند حكايت مىكند. پس جمله" هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ" خطابى است از ناحيه خداى تعالى به متبوعين، و كلمه" هذا" اشاره به فوجى از تابعين است كه دنبال متبوعين به دوزخ مىروند، و كلمه" مقتحم" اسم فاعل از" اقتحام" است كه به معناى داخل شدن به سختى و دشوارى است. و جمله" لا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ" پاسخى است كه متبوعين به گوينده جمله" هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ" مىدهند. و كلمه" مرحبا" تحيتى است كه به شخص وارد مىدهند، و در حقيقت" رحب" (وسعت) خانه را تقديم آن شخص مىكنند، پس اين كه پيشوايان و متبوعين ضلالت در باره تابعين خود مىگويند" لا مَرْحَباً بِهِمْ". معنايش اين است كه: وسعت و گشايشى براى آنان مباد. و اينكه باز در باره آنان مىگويند:" إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ" معنايش اين است كه: ايشان در آتش داخل خواهند شد، و حرارت آن را خواهند چشيد، و يا تابع آتش خواهند شد. و اين جمله در حقيقت جمله" لا مَرْحَباً بِهِمْ" را تعليل مىكند. _______________ (1 و 2) مجمع البيان، ج 8، ص 482.