ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 360


بفهماند كه اگر (لاصطفى) اتخاذ ولد شمرده شود، چنين اتخاذ ولدى براى خداى سبحان جايز است، پس با اين بيان بدون هيچ صعوبتى هم تلازم بين شرط و جزا درست شد، و هم نفى لازم و اثبات ملزوم".


[تقرير احتجاج بر رد و نفى فرزند گرفتن خدا براى خود (چه فرزندى حقيقى و چه اعتبارى) در آيه:" لَوْ أَرادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لَاصْطَفى‏ مِمَّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ ..."]


و گويا اين حرف را از كلام زمخشرى در كشاف گرفته كه در تفسير آيه مى‏گويد:


" معنايش اين است كه اگر خدا اراده اتخاذ ولد كند ممتنع مى‏شود، و صحيح نيست، براى اينكه محال است و بيش از اين شدنى نيست كه بعض مخلوقات خود را انتخاب كند، و خصايصى به آنها بدهد، و مقرب درگاه خود كند، همان طور كه يك انسان ما بين فرزند خود و بيگانگان فرق مى‏گذارد و او را به خود نزديك و مقرب مى‏سازد و خدا همين كار را با ملائكه كرده، و همين خود باعث شده كه شما مشركين به اشتباه بيفتيد و از روى جهل ملائكه را فرزندان خدا بپنداريد، جهل به خدا و به حقيقت او كه مخالف با حقايق اجسام و اعراض است.


پس گويا فرموده: اگر خدا اراده اتخاذ ولد هم بكند كارى بيش از آنچه كرده نمى‏كند، باز هم بعضى از مخلوقات خود را كه همان ملائكه باشند، اصطفا مى‏كند چيزى كه هست اين اشتباه از شماست كه خيال مى‏كنيد اصطفاى ملائكه به معناى فرزند گرفتن است بعدا هم اين جهل و اشتباه خود را ادامه داده و ملائكه را دختران خدا قرار داديد. پس شما مشتى مردم كذاب و كفار و دروغ‏پرداز و جنجالى هستيد، كه بزرگترين افترا را به خدا و ملائكه او بسته و در كفر غلو كرديد" «1».


و خواننده عزيز خود متوجه است كه سياق آيه شريفه هيچ سازگارى با اين بيان ندارد.


علاوه بر اين، همه اين حرفها جواب اشكال تبنى تشريفى را نمى‏دهد. چون يهود نگفته‏اند كه خدا عزيز را زاييده، بلكه به عنوان احترام و تشريف او را فرزند خدا مى‏دانند، چون در او خصايصى سراغ دارند كه در ديگران نيست، و اين همان اصطفا است.


البته در اين آيه شريفه توجيهات و بيانات ديگرى نيز هست كه فايده‏اى در نقل آنها نيست.


" خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ ..."


بعيد نيست اشاره اين آيه به مساله خلقت و تدبير، بيانى باشد براى قهاريت خداى تعالى، و ليكن اتصال دو آيه و ارتباطشان به يكديگر از نظر مضمون و مخصوصا اينكه آيه دومى‏


_______________


(1) تفسير كشاف، ج 4، ص 117.


/ 614