ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 382


تعالى به عقاب بر او واجب گشته، آيا تو مى‏توانى او را از آتش خلاص كنى و با آوردن" مَنْ فِي النَّارِ" اكتفاء كرده، از اينكه ضمير" تنقذه" را بياورد. و براى اينكه بيشتر شنونده را متوجه معنا كند، استفهام را تكرار كرده".


بعضى «1» ديگر گفته‏اند:" تقدير آيه" أ فانت تنقذ من فى النار منهم" است، يعنى آيا تو مى‏توانى از ايشان آن كسانى را كه در آتشند نجات دهى؟ چيزى كه هست ضمير" منهم" از آن حذف شده". و اين وجه از همه وجوه نامربوطتر است.


" لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ" كلمه" غرف" جمع" غرفه" به معناى بالاخانه است. بعضى «2» گفته‏اند:" اين جمله در مقابل جمله" لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ" كه در باره كفار است قرار دارد.


" وَعْدَ اللَّهِ"- يعنى خداوند به ايشان وعده داده اين وعده را. در نتيجه كلمه مزبور مفعول مطلق است كه به جاى فعل خود نشسته.


" لا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعادَ"- اين جمله از سنت خداى تعالى در وعده‏هايش خبر مى‏دهد و در عين حال دلهاى بندگان خود را خرسند مى‏سازد.


بحث روايتى [(چند روايت در باره خسران نفس و اهل، اطاعت جباران، و ...)]


در تفسير قمى در روايت ابى الجارود، از امام ابى جعفر (ع) آمده كه در ذيل جمله" قُلْ إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ" فرموده: يعنى در نفس خود و اهلشان مغبون شدند «3».


و در مجمع البيان در ذيل آيه" وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏" مى‏گويد: ابو بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: شما (پيروان مكتب اهل بيت) همانها هستيد. و هر كس جبارى را اطاعت كند گويا او را پرستيده «4».


_______________


(1 و 2) مجمع البيان، ج 8، ص 494.


(3) تفسير قمى، ج 2، ص 248.


(4) مجمع البيان، ج 8، ص 493.


/ 614