ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 396


در مجمع البيان در ذيل اين آيه گفته است:" يعنى خدا عقاب شرك و گناهانى را كه قبل از ايمان آوردن مرتكب شده‏اند، از آنان ساقط كرد به خاطر اينكه ايمان آوردند و نيكوكارى نمودند و به سوى خداى تعالى برگشتند" «1» و اين معناى خوبى است براى آيه، از جهت اينكه هم شامل همه اعمال زشت مى‏شود و هم اينكه ساقط كردن را مقيد كرده به گناهان قبل از ايمان و احسان و توبه، چون آيه شريفه اثر تصديق صدق را بيان مى‏كند و آن عبارت است از تكفير گناهان به خاطر تصديق و نيز جزاى خير در آخرت.


" وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ" بعضى «2» از مفسرين گفته‏اند: مراد اين است كه به اعمال ايشان نظر مى‏شود، آن وقت به بهترين آن اعمال با بهترين جزايى كه لايق بدان است پاداش مى‏دهند، و باقى اعمال نيكشان را بر طبق آن به بهترين جزاء پاداش مى‏دهند. بنا بر اين حرف" باء" در جمله" باحسن" براى مقابله است مانند بايى كه در جمله" بعت هذا بهذا" به كار مى‏رود.


و ممكن است گفته شود:" مراد اين است كه در بلندپايه‏ترين اعمال ايشان نظر مى‏شود، و درجات ايشان را بر حسب آن عمل بالا مى‏برند، و در نتيجه هيچ درجه‏اى از كمال كه عملشان به آن رسيده از ايشان فوت نمى‏شود". ليكن اين وجه آن طور كه بايد روشن نمى‏كند كه چطور نظير اين كلام در مساله" أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا" جريان مى‏يابد؟


بعضى «3» ديگر گفته‏اند: اصلا كلمه" أسوء" و" احسن" در اين آيه به معناى بدتر و بهتر نيست، بلكه در زيادى مطلق استعمال شده، چون معصيت خدا همه‏اش بد، و اطاعتش همه‏اش خوب است.


" أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ" مراد از" بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ" به طورى كه از سياق استفاده مى‏شود آلهه مشركين است و مراد از" عبد" همان بندگانى است كه در آيات سابق مدح آنان را مى‏كرد كه در درجه اول شامل رسول خدا (ص) مى‏شد.


و استفهام در آيه تقريرى است و معنايش اين است كه: خدا كافى امور بندگان خود هست. و در اين جمله به رسول خدا (ص) تامين مى‏دهد، در مقابل تهديدى كه مشركين به خدايان خود نسبت به وى كردند. و نيز كنايه است از وعده به كفايتى‏


_______________


(1) مجمع البيان، ج 8، ص 498.


(2 و 3) روح المعانى، ج 24، ص 4.


/ 614