ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 404


چه اثرشان، مستند به خداى تعالى است، پس هر چيزى كه خير برساند و يا شر، هستى‏اش از خداست. و احدى نمى‏تواند جلو خيرى كه خدا مى‏خواهد برساند بگيرد و يا شرى را كه خداى تعالى مى‏خواهد به كسى برساند او جلوگيرى كند، براى اينكه گفتيم خير و شر هم مخلوقى از خدا هستند، و كسى در خلقت شريك خدا نيست تا در خلقت مزاحم او شود، و يا جلو خلق كردن او را بگيرد و يا در خلقت چيزى از او پيش دستى كند.


و تدبير جز همين نيست كه امور را با نظم و ترتيب بيافرينند، به طورى كه بين آنها ترتيب باشد و يكى مترتب بر ديگرى شود، و اين خود، آفريدن و ايجاد است. پس خداى تعالى كه خالق هر چيزى است كافى در تدبير امر عالم است، براى اينكه گفتيم خالق هر چيز است، و غير از خلقت چيزى ديگرى سواى آن نيست تا به غير او نسبت دهند، پس او رب هر چيز و اله هر چيز است، و ربى به غير او و معبودى سواى او نيست.


پس اينكه فرموده:" قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ" معنايش اين است كه: اى پيامبر من! عليه اين مشركين احتجاج كن و حجت خود را بر اين مقدمه كه مسلم نزد خود ايشان است مبتنى كن كه خدا خالق هر چيز است، وقتى اعتراف كردند، نتيجه بگير و بگو: به من خبر دهيد از اين خدايان كه معتقديد شريك خدا هستند و از آنها به لفظ آلهه تعبير مى‏كنيد، آيا چيزى خلق كرده‏اند يا نه؟ خواهند گفت: نه! نتيجه بگير: كه پس آنها مدبر هم نيستند، چون تدبير عبارت است از خلقت چند چيز مترتب.


و اگر در آيه شريفه از خدايان مشركين به كلمه" ما- آنچه" تعبير كرد، نه به كلمه" من- آنان كه" و يا" الذين- كسانى كه" به اين منظور بود كه عموميت بيشترى به بيان دهد، و احتجاج در آيه، هم شامل بت‏ها شود و هم شامل ارباب آنها، چون خواص از مشركين هر چند عبادت را منحصر بر ارباب كه ملائكه هستند و يا جن و يا كملين از بشر مى‏كنند و بت‏ها را قبله آن ارباب و آلهه و وسيله توجه به ارباب مى‏دانند و ليكن عوام از ايشان بسا مى‏شود كه خود بت‏ها را معبود و ارباب و آلهه مى‏پندارند، و براى خود آنها عبادت مى‏كنند، در نتيجه احتجاج در آيه متوجه هر دو طايفه مى‏شود.


" إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ"- كلمه" ضر" به معناى مرض و شدت و امثال آن است، و ظاهر مقابله آن با رحمت مى‏رساند كه مراد از آن عموم گرفتاريها و مصائب است. و اضافه شدن اين كلمه و كلمه" رحمت" به ضمير خداى تعالى در" ضره" و" رحمته" به منظور حفظ نسبت است و به عبارت ساده اينكه مى‏فهماند اگر كسى نيست كه گرفتارى كسى را برطرف كند و يا رحمت‏


/ 614