ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 410


" ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ" «1».


البته براى آيه شريفه مورد بحث معنايى دقيق‏تر هست، در صورتى كه آن را با امثال آيه" لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ" «2» ضميمه كنيم، و آن معنا اين است كه شفيع در حقيقت، خود خداى سبحان است. و شفيعان ديگرى كه به راستى مى‏توانند شفاعت كنند، شفاعت آنان نيز به اذن خدا است. و ما در جلد اول اين كتاب در بحث شفاعت گفتيم كه: برگشت شفاعت بالأخره به اين مى‏شود كه يكى از صفات خدا بين خدا و شخص شفاعت خواه واسطه گردد تا حال او را اصلاح كند، مانند واسطه شدن رحمت و مغفرت او، بين او و بين بنده گنهكار، تا او را از وبال گناهش و از عذاب، نجات بخشد.


و فرق بين اين ملك و ملك در وجه قبلى اين است كه در وجه قبلى مالك شفاعت متصف به مملوكش نمى‏شود، يعنى او را شفيع نمى‏گويند، و شفاعت داشتن او مثل خانه داشتن زيد و عمرو نيست، بخلاف ملك در اين وجه، كه مالك در آن متصف به مملوكش مى‏شود، و او را شفيع مى‏ناميم، همان طور كه زيد شجاع را به خاطر اينكه مالك شجاعت و داراى آن است شجاع مى‏ناميم.


" ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ"- اين جمله تعليل ديگرى است براى جمله قبلى كه مى‏فرمود: خدا مالك همه شفاعتها است و شفاعت را در خدا منحصر مى‏كرد. به اين بيان كه شفاعت را كسى مالك است كه امر مشفوع له و شخص محتاج به شفاعت بالأخره به او منتهى مى‏شود، اگر خواست شفاعت را قبول نموده و حال او را اصلاح مى‏كند و گرنه، نه. و اما غير او، وقتى مالك شفاعت مى‏شود كه باز آن مالك راضى باشد و به وى اجازه شفاعت داده باشد و تنها كسى كه امور بندگان محتاج به شفاعت به او منتهى مى‏شود خداست نه آلهه‏اى كه مشركين به جاى خدا مى‏خوانند، پس مالك تمامى شفاعت‏ها خداست، پس اينكه مى‏گويند: اوليايشان به طور مطلق شفيعان ايشان هستند و به همين جهت به طور مطلق آنها را عبادت مى‏كنند، عقايدى است كه هيچ مبناى قابل اعتمادى ندارد.


بعضى «3» از مفسرين گفته‏اند: جمله" ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ" تهديدى است براى كفار، گويا فرموده: سپس به سوى او برمى‏گرديد و مى‏فهميد كه آلهه شما. شما را شفاعت نمى‏كنند، آن وقت عبادت يك عمرتان هدر رفته است.


_______________


(1) هيچ كس مالك شفاعت نيست، مگر به اذن او. سوره يونس، آيه 3.


(2) ايشان به غير از خدا سرپرست و شفيعى ندارند. سوره انعام، آيه 51.


(3) روح المعانى، ج 24، ص 10.


/ 614