ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 411


بعضى «1» ديگر گفته‏اند: احتمال دارد كه اين جمله تصريح باشد بر اينكه خدا مالك آخرت است كه شفاعت بيشتر در آنجا سود مى‏دهد، و نيز اشاره باشد به اينكه ملك‏هاى صورى كه غير خدا خود را مالك آن مى‏پندارند روزى خواهد رسيد كه از غير خدا منقطع گردد. ولى وجه صحيح همان است كه ما گفتيم.


" وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ ..."


مراد از اينكه فرمود:" وقتى خدا به تنهايى ذكر مى‏شود" اين است كه وقتى خدا را ياد مى‏كنند و نامى از خدايان ايشان نمى‏برند، كه مصداق روشن آن كلمه" لا اله الا اللَّه" است. و كلمه" اشمازت" از مصدر" اشمئزاز" است كه به معناى انقباض و نفرت از چيزى است.


و اگر از اوصاف مشركين تنها مساله بى‏ايمانى به آخرت را نام برد، بدين جهت است كه ريشه و اساس نفرت آنان از شنيدن نام خدا همين بى‏ايمانى به آخرت بوده است، چون اگر به آخرت ايمان مى‏داشتند و باور داشتند كه روزى به سوى خدا برمى‏گردند و جزاى كرده‏هاى خود را مى‏بينند، قطعا خدا را پرستش مى‏كردند، نه اولياى خود را و هرگز از شنيدن نام خدا به تنهايى نفرت نمى‏كردند.


" وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ"- منظور از" الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ" همان آلهه ايشان است. و كلمه" استبشار" به معناى مسرت درونى است، مسرتى كه اثرش در چهره انسان ظاهر شود.


" قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ ..."


وقتى رشته كلام به جايى رسيد كه ديگر براى كسى اميد خيرى در مشركين نماند، چون امر آخرت را فراموش و بازگشت به سوى خدا را انكار كردند، به حدى كه از شنيدن نام خدا متنفر مى‏شدند، لذا پيامبر خود را دستور مى‏دهد نام خداى تعالى را به تنهايى ببرد و حكم او در بندگان را در آنچه اختلاف دارند به صورت التجا به خداى تعالى به ايشان تذكر دهد، التجايى كه در آن اقرار به معاد هست، در اين التجا خداى تعالى را به وصف" فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ" ستوده، يعنى خدايى كه آسمانها و زمين را از كتم عدم به ساحت وجود درآورده، و نيز به وصف" عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ" ستوده، يعنى خدايى كه هيچ چيزى بر او پوشيده نيست، (نه از عالم ما وراى محسوسات و نه از محسوسات)، و لازمه چنين علمى اين است كه به حق‏


_______________


(1) روح المعانى، ج 24، ص 10.


/ 614