بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 425 كلامى است واحد و متصل به هم كه در آن نخست و به عنوان زمينه چينى از نوميد شدن نهى مىكند و سپس امر به توبه و اسلام و عمل صالح مىفرمايد و آيه اولى كلامى مستقل و بريده از آيات بعد نيست تا كسى احتمال دهد عموم مغفرت مقيد به توبه و هيچ سبب ديگرى كه فرض شود، نشده. و اين آيه شريفه يعنى جمله" إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً" در بين مفسرين معركه آراء شده. بعضى «1» گفتهاند: عموم مغفرت در آن مقيد است به غير از شرك و غير از گناهانى كه خدا وعده آتش به مرتكبين آنها داده و اما به توبه مقيد نيست، در نتيجه عموم آيه تنها شامل گناهان صغيره مىشود. دستهاى «2» ديگر گفتهاند: اطلاق مغفرت نه مقيد به توبه است، و نه به هيچ قيدى ديگر از اسباب مغفرت. چيزى كه هست اين عده، اطلاق مزبور را مقيد به غير شرك كردهاند، چون آيه" إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ" صريح در اين است كه شرك آمرزيده نمىشود، آن گاه نتيجه گرفتهاند، كه مغفرت عموميت دارد هر چند كه سبب مخصصى مانند شفاعت و توبه در كار نباشد تا گناهكار آمرزيده را بر گناهكار ناآمرزيده ترجيح دهد، و اين همان مغفرت گزافى است، كه ما ردش كرديم، و استدلالهايى هم كه بر گفته خود كردهاند هيچ يك درست نيست. از آن جمله، آلوسى «3» در تفسير روح المعانى براى اثبات اين مدعا كه مغفرت در آيه مقيد به توبه نيست به هفده وجه استدلال كرده كه هيچ فايدهاى دست نداده و در اين شبهه ما كه گفتيم:" آمرزيدن بعضى از گناهكاران و نيامرزيدن ديگران سببى مىخواهد، تا گزافى و منافى با حكمت نشود" مناقشه كرده. و تنها اطلاق آيه را مقيد به قيد" لِمَنْ يَشاءُ" كرده، كه در بعضى از قراءتهاى غير مشهور آمده. خواننده عزيز اگر بخواهد به وجوه او واقف شود، مىتواند به تفسير وى مراجعه كند. اين را هم بگوييم كه خواننده خود توجه دارد كه مورد آيه، شرك و ساير گناهان است، و از كلام خداى تعالى اين معنا معلوم است كه شرك جز با توبه آمرزيده نمىشود پس به هر حال چارهاى جز مقيد كردن اطلاق آيه به توبه نداريم. " وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ" اين آيه عطف است بر جمله" لا تقنطوا". و كلمه" أنيبوا" امر از مصدر" انابه" است _______________ (1 و 2 و 3) تفسير روح المعانى، ج 24، ص 14.