بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 442 نعمت خدا به جا مىآورند. نعمتهايى كه همه بر يگانگى او در ربوبيت و الوهيت دلالت دارد. در تفسير جمله" وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ" «1» و جمله" وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ" «2»، گفتيم كه مصداق شاكرين- البته شاكرين به حقيقت معناى كلمه- همانا مخلصين- به فتحه لام- هستند بدانجا مراجعه فرماييد. [معناى اينكه در باره مشركين فرمود:" وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ"] " وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ..." قدر هر چيز، همان مقدار و اندازه آن است، حال يا اندازه حجمش، يا عددش، يا وزنش، يا امثال آن. ولى همين كلمه را به طور استعاره در امور معنوى هم، يعنى در مقام و منزلت نيز به كار مىبرند. پس اينكه فرمود:" و نمىتوانند خدا را آن طور كه حق اندازهگيرى او است، اندازه بگيرند"، تمثيلى است براى اينكه مردم آن طور كه بايد خدا را نمىشناسند، چون از حيث معاد و برگشت اشياء به او، كه جمله" وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ"- تا آخر سوره- آن را افاده مىكند او را نمىشناسند. چون در اين جمله اين معنا را خاطر نشان مىكند كه در روز قيامت تمامى اسباب از سببيت مىافتند و دست خلق از همه آنها بريده مىشود، تنها يك سبب مىماند و آن هم خداى مسبب الاسباب است. و در آن روز زمين را قبضه مىكند، آسمانها را درهم مىپيچد، و براى مردن همه زندهها، و زنده شدنشان در صور مىدمد، و زنى به نور پروردگارش نورانى مىگردد، و كتاب را مىگذارند و انبياء و شهداء را مىآورند، و بين خلق داورى مىشود، و هر كسى آنچه را كه كرده به طور كامل دريافت مىكند، و مجرمين را به سوى آتش و متقين را به سوى بهشت مىبرند. خوب، خدايى كه چنين شانى در مالكيت و تصرف دارد اگر كسى او را با اين شؤون بشناسد، همين شناسايى ايجاب مىكند كه تنها به سوى او روى آورد و به كلى از غير او اعراض كند. و ليكن مشركين چون ايمانى به معاد ندارند پس در حقيقت قدر خدا را به حقيقت قدردانى ندانسته و نشناختهاند، و بدين سبب بوده كه از پرستش او اعراض نموده به پرستش غير او پرداختهاند. " وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ" منظور از كلمه" أرض" كره زمين است با همه اجزأ و اسبابى كه در آن در يكديگر _______________ (1) سوره آل عمران، آيه 144. (2) سوره اعراف، آيه 17.