ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 447


قسط را در آن نصب مى‏كند، و بين اهل زمين به حق حكم مى‏كند، خود به بانگ بلند اين معنا را تاييد مى‏نمايد.


آرى، آراسته‏ترين مكانها آنجا است كه در آن عدالت باشد و از آن آبادتر نخواهى يافت. و در اين اضافه‏ها اين اشاره هست كه رب و خالق زمين است كه در زمين عدالت را بر قرار مى‏كند و اگر در زمين جور مى‏شود از ناحيه غير خدا است.


و نيز عطفى" كه بر جمله" أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها" كرده، يعنى جمله" وَ وُضِعَ الْكِتابُ" و جمله" وَ جِي‏ءَ بِالنَّبِيِّينَ" و خلاصه كتاب را نهادن و بر طبق آن حكم كردن، و آوردن انبيا و شهدا و صديقين، و داورى به حق، همه عبارتند از همان نور.


چون در بين خود ما نيز معمول است، و مى‏بينى كه مردم به پادشاه عادل مى‏گويند:


" اشرقت الافاق و اضاءت الدنيا بقسطك- همه آفاق و سراسر جهان با عدالت تو روشن گرديد" و نيز در مقابلش مى‏گويند:" اظلمت البلاد بجور فلان- تمام شهرها از ظلم فلانى تاريك شد" رسول خدا (ص) هم فرموده:" ظلم همان ظلمات روز قيامت است" و نيز مى‏بينيم كه آيه شريفه با اثبات عدالت آغاز شده و با نفى ظلم خاتمه يافته است «1».


و ما بر آن دو اشكال داريم: اول اينكه در آغاز كلامش گفت: در بسيارى از موارد كلمه" نور" در قرآن كريم، استعاره در حق و قرآن و برهان شده". قرآنش را قبول داريم، ولى استعاره شدن آن را براى حق و برهان قبول نداريم، چون از هيچ آيه‏اى چنين چيزى برنمى‏آيد.


دوم اينكه: كلمه" حق" و" عدل" هر چند كه در بعضى موارد يك مصداق پيدا مى‏كنند، ولى هر چه باشد دو مفهوم متغايرند، و صرف اينكه نور در آيه استعاره براى حق شده باشد، مستلزم آن نيست كه مقصود از آن عدالت بوده باشد. و آقاى زمخشرى وقتى مى‏خواهد بگويد كه از كلمه نور عدالت اراده شده، پاى حق و عدالت هر دو را به ميان مى‏آورد، آن وقت عدالت به تنهايى را نتيجه مى‏گيرد، و ديگر سخنى از حق به ميان نمى‏آورد.


و اما آنچه به نظر ما مى‏رسد- و خدا داناتر است- اين است كه: بعيد نيست مراد از" اشراق زمين به نور پروردگارش" آن حالتى باشد كه از خصايص روز قيامت است، از قبيل كنار رفتن پرده‏ها، و ظهور حقيقت اشيا و بروز و ظهور واقعيت اعمال، از خير يا شر، اطاعت يا معصيت، حق يا باطل، به طورى كه ناظران حقيقت هر عملى را ببينند، چون اشراق هر چيزى‏


_______________


(1) تفسير كشاف، ج 4، ص 145.


/ 614