ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 453


اين جمله- به طورى كه از سياق برمى‏آيد- سخن اهل بهشت است. احتمال هم دارد تتمه كلام خداى تعالى باشد.


" وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ..."


كلمه" حافين" اسم فاعل از ماده" حف" است كه به معناى احاطه كردن و حلقه زدن دور چيزى است. و كلمه" عرض" عبارت است از آن مقامى كه فرامين و اوامر الهى از آن مقام صادر مى‏شود، فرامينى كه با آن امر عالم را تدبير مى‏كند. و" ملائكه" عبارتند از:


مجريان مشيت خدا، و عاملان به اوامر او. و ديدن ملائكه به اين حال كنايه است از اينكه بعد از درهم پيچيده شدن آسمانها، ملائكه را به اينصورت و حال مى‏بينى.


و معناى آيه اين است كه: تو در آن روز ملائكه را مى‏بينى در حالى كه گرداگرد عرشند و پيرامون آن طواف مى‏كنند، تا اوامر صادره را اجرا كنند، و نيز مى‏بينى كه سرگرم تسبيح خدا با حمد اويند.


" وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ"- احتمال دارد ضمير" هم" به ملائكه برگردد. و احتمال هم دارد به ملائكه و مردم هر دو برگردد. و احتمال هم دارد به جميع خلايق و يا تنها به مردم برگردد، و معناى" قضاء" داورى در بين اهل بهشت و اهل آتش و يا بين انبيا و امت‏هاى ايشان باشد.


ولى يك نكته احتمال اخير را تضعيف مى‏كند و آن اين است كه داورى در بين مردم را قبلا در جمله" وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ" فرموده بود و دوباره سخن از قضاى بين مردم راندن تكرارى است بى‏جهت.


ليكن ظاهر قضاوت در ما بين يك جماعت، اين است كه به نفع بعضى، و به ضرر بعضى داورى شود، چون در جايى قضا به كار مى‏آيد كه اختلافى در بين آن گروه بوده باشد و اختلاف در بين ملائكه فرض ندارد و همين خود مؤيد آن است كه ضمير مزبور به ملائكه بر نگردد و به غير ملائكه يعنى مردم برگردد. چيزى كه هست كلمه" قضا" همان طور كه بر حكم حاكم و داورى او اطلاق مى‏شود، اطلاقش بر مجموع حكم و مقدمات و آثار و دنباله‏هاى آن، از قبيل احضار دو طرف دعوى، طرح دعوى، و شهادت خواستن از شهود، حكم حاكم، و رساندن حق به صاحب حق، نيز صحيح است.


پس ممكن است مراد از كلمه" قضا" در آيه قبل، خود حكم الهى باشد، و مراد از" قضا" در جمله مورد بحث مجموع جزئيات باشد، جزئياتى كه از ساعت مبعوث شدن تا آخرين لحظه، يعنى لحظه داخل شدن دوزخيان در دوزخ و استقرار در آن و در آمدن بهشتيان در بهشت، و استقرار در آن، پيش مى‏آيد. پس با اين بيان اشكال تكرار كلمه" قضا" برطرف‏


/ 614