ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 476


شهادت اينكه كفار تا چندى كه در دنيا بودند نسبت به معاد در شك و ترديد بودند.


با اين بيان فساد آن اعتراضى كه به اين بحث شده روشن مى‏گردد كه اگر مراد از دو احيا، احيا در برزخ و احياى در قيامت باشد بايد مى‏گفتند:" امتنا اثنتين و احييتنا ثلاثا" چون منظور شمردن مرگها و زندگيهايى است كه بر آنان گذشته، و آن عبارت است از دو اماته و سه احياء «1».


وجه فسادش همان است كه گفتيم: منظور تنها شمردن مطلق اماته‏ها و احياءهايى كه بر آنان گذشته، نبوده، بلكه آن اماته و احيايى منظور بوده كه در حصول يقين براى آنان دخالت داشته، و احياى در دنيا چنين دخالتى نداشته.


بعضى «2» از مفسرين گفته‏اند: مراد از" اماته اولى" حالت نطفگى انسان است، آن وقتى كه هنوز روح در آن دميده نشده و مراد از" احياء اولى" حالت آدمى بعد از دميده شدن روح در كالبد است. و مراد از" اماته دوم" اماته در دنيا و قبض روح است، و مراد از" احياى دوم" احياء براى روز قيامت و حساب است، و آيه شريفه درست همان را مى‏گويد كه آيه شريفه" كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ" «3» در مقام بيان آن است.


گويندگان اين توجيه و تفسير وقتى احساس كردند كه كلمه" اماته" بر حالت نطفگى آدمى، يعنى حالت قبل از دميده شدن روح در آن، صدق نمى‏كند، چون اماته وقتى صادق است كه قبلا حياتى باشد، لذا در مقام رفع و رجوع اين اشكال برآمده‏اند و به نيرنگهاى عجيب و غريب متوسل شده‏اند، كه اگر از خوانندگان كسى بخواهد به آنها واقف شود، بايد به تفسير كشاف و شرح‏هاى آن مراجعه كند.


علاوه بر اين خواننده عزيز متوجه شد كه نام بردن اماته‏ها و احياءهايى كه بر آنان گذشته، همه و همه براى اشاره به اسباب حصول يقين ايشان به مساله معاد است و زندگى دنيا و مرگ قبل از آن زندگى، هيچ اثرى در پيدا شدن يقين به معاد ندارد.


بعضى «4» ديگر گفته‏اند: حيات اولى، زندگى دنيا و دومى، زنده شدن در قبر است. و موت اولى مرگ در دنيا و موت دومى مردن در قبر است. و آيه شريفه اصلا متعرض زندگى در


_______________


(1) روح المعانى، ج 24، ص 52.


(2) چگونه به خدا كفر مى‏ورزيد، با اينكه امواتى بوديد، پس خدا زنده‏تان كرد و سپس شما را ميراند، و آن گاه زنده‏تان كرد. سوره بقره، آيه 28.


(3 و 4) مجمع البيان، ج 5، ص 516.


/ 614