ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 489


كه ارواح نمى‏ميرند، و بين دو نفخه هم وقت و زمانى وجود ندارد، (چون وقتى آسمان متلاشى شد، ديگر خورشيدى و حركتى نمى‏ماند، تا از حركت آن شب و روز و صبح و شامى درست شود)- پس از اين نكات غفلت مورز.


و در روايات اين باب اشارات لطيفى به كار رفته كه تنها اهل تدبر متوجه آنها مى‏شوند، و در ضمن نكاتى هست كه ظاهرش با روايات قبل مخالفت دارد.


و در روضه كافى به سند خود از ابن ابى عمير، از امام موسى بن جعفر (ع) روايتى نقل كرده كه در ضمن آن فرموده: اى ابو احمد! هيچ مؤمنى در دنيا گناهى مرتكب نمى‏شود و مگر آنكه از ارتكاب آن ناراحت مى‏شود و پشيمان مى‏گردد، و رسول خدا (ص) هم فرموده:" كفى بالندم توبة- براى توبه همين كافى است كه گنهكار پشيمان گردد" و نيز فرموده:" من سرته حسنته و ساءته سيئته فهو مؤمن- كسى كه كار نيكش خرسندش كند و كار بدش ناراحتش سازد، او مؤمن است" بنا بر اين اگر كسى از گناهى كه مرتكب شده پشيمان نشود، مؤمن نيست و شفاعتى برايش واجب نمى‏شود و او از ستمكاران است كه خداى تعالى در باره‏شان فرموده:" ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ- براى ستمكاران نه دوست دلسوزى هست و نه شفيعى كه شفاعتش پذيرفته شود" «1».


و در معانى الاخبار به سندى كه به عبد الرحمن بن سلمه جريرى دارد روايت كرده كه گفت: من از امام صادق (ع) پرسيدم: معناى اين كلام خداى تعالى چيست كه مى‏فرمايد:" يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ" فرمود: مگر نمى‏بينى كه گاهى انسان به چيزى نظر مى‏كند و چنين وانمود مى‏كند كه آن را نمى‏بيند، اين همان" خائنة الاعين" است «2».


و در الدر المنثور است كه ابو داوود، نسايى و ابن مردويه از سعد روايت كرده‏اند كه گفت: چون روز فتح مكه شد، رسول خدا (ص) همه مردم را امان داد، مگر چهار مرد، و دو زن را كه در باره آنان دستور داد هر جا ديديد به قتلشان برسانيد، حتى اگر به پرده كعبه آويخته بودند. و يكى از آن چهار نفر عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح بود كه او خود را نزد عثمان بن عفان پنهان كرد.


و چون رسول خدا (ص) مردم را دعوت به بيعت فرمود، عثمان عبد اللَّه را آورد، و عرضه داشت: يا رسول اللَّه (ص) با عبد اللَّه بيعت كن.


_______________


(1) نور الثقلين، ج 4، ص 517، روضه كافى.


(2) معانى الاخبار، ص 147.


/ 614