ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 526


يعنى بعضى از شما قبلا مى‏ميرد و به اين مراحل از عمر كه گفتيم يعنى مرحله بلوغ اشد، و مرحله پيرى و ساير مراحل نمى‏رسد.


" وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى"- و تا برسيد به اجلى كه معين شده، و اين آخرين مهلتى است كه به آدمى مى‏دهند و آن اجل حتمى است كه به هيچ وجه قابل تغيير نيست، و اين اجل معين غايتى است كه شامل تمام مردم مى‏شود، حال هر كسى هر چه عمر كرده باشد. و در جاى ديگر از چنين اجلى خبر داده، مى‏فرمايد:" وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ" «1»، و به همين جهت ديگر اين جمله را با كلمه" ثم" عطف نكرد، تا از آن دو غايت مذكور در سابق متمايز شود.


" وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ"- يعنى تا شايد شما حق را با نيروى تعقل- كه غريزه شما است- درك كنيد. و اين غايت خلقت انسان از نظر حيات معنوى او است، هم چنان كه رسيدن به اجل مسمى، غايت و نهايت زندگى دنيايى و صورى او است.


" هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ ..."


يعنى خداى تعالى كسى است كه عمل زنده كردن و ميراندن از آن اوست، و با اين عمل، زندگان را از عالمى به عالمى ديگر منتقل مى‏كند. و هر يك از اين ميراندن و زنده كردن مبدءى است براى تصرفاتش به نعمت‏هايى كه با آن نعمت‏ها بر آن كس كه تدبير امرش را مى‏كند تفضل نمايد، چون هر يك از ميراندن و زنده كردن عالمى را به سوى آدمى مى‏گشايد كه در آن عالم از انواع نعمتهاى خدايى استفاده مى‏كند.


" فَإِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ"- تفسير اين جمله مكرر بيان شد.


بحث روايتى «2» [(نقل و رد رواياتى كه در باره شان نزول آيه:" لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ" نقل شده‏]


در الدر المنثور است كه: عبد بن حميد و ابن ابى حاتم به سند صحيح از ابى العاليه روايت كرده‏اند كه گفت: يهوديان نزد رسول خدا (ص) آمده، عرضه داشتند: دجال كه در آخر الزمان ظهور مى‏كند از ماست و از خصائصش اين و اين است. و خيلى در باره او غلو كردند و امر او را بزرگ جلوه دادند و گفتند كه چنين و چنان مى‏كند.


خداى تعالى در پاسخ آنان اين آيه را فرستاد:" إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ" آن گاه در معنايش گفت: اينها به آنچه مى‏گويند


_______________


(1) و اجلى كه نزد خدا معين شده است. سوره انعام، آيه 2.


(2) به نظر مى‏رسد كه اين بحث روايتى مربوط به آيات 55- 60 باشد كه در الميزان عربى اشتباها در اينجا قرار گرفته و ما به خاطر رعايت امانت از جابجايى آن صرفنظر كرديم. ناشر.


/ 614