ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 535


سوره متعرض آن مى‏شود.


" وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ..."- كلمه" آيت" هر چند اعم از معجزه‏اى است كه يك پيامبر براى تاييد رسالت خود مى‏آورد بلاهايى كه خدا به منظور نصرت دادن به حق و داورى عملى بين هر پيامبر و امتش مى‏فرستد و ليكن در آيه مورد بحث- به طورى كه از سياق استفاده كرده‏ايم- منظور قسم دوم است.


" فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ"- يعنى و چون امر خدا به عذاب صادر شود، به حق داورى مى‏شود، يعنى حق را غالب و باطل را رسوا مى‏كند و در اين هنگام است كه افرادى كه به باطل تمسك مى‏كرده‏اند زيانكار مى‏شوند، هم در دنيا و هم در آخرت، اما در دنيا دچار هلاكت مى‏گردند، و اما در آخرت به عذاب دائم مبتلا مى‏شوند.


بعضى «1» از مفسرين به اين آيه شريفه استدلال كرده‏اند بر اينكه: بعضى از پيغمبران بوده‏اند كه داستانشان در قرآن نيامده. و ليكن اين استدلال درست نيست، زيرا آيه شريفه در مكه نازل شده و بيش از اين دلالت ندارد كه تا اين تاريخ، سرگذشت بعضى از انبيا را برايت شرح نداده‏ايم، ولى در سوره نساء كه بعد از سوره مورد بحث و در مدينه نازل شده، مى‏فرمايد:


" وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ" «2» يعنى سرگذشت پيغمبرانى را قبلا برايت گفتيم و بعضى ديگر را نگفتيم، و به همين جهت مى‏بينيم در سوره‏هايى كه بعد از سوره نساء نازل شده، نام هيچ يك از انبيايى كه نامشان در قرآن آمده برده نشده (و خلاصه اينكه آيه مورد بحث دلالتى بر اين مدعا ندارد، ولى آيه سوره نساء اين دلالت را دارد).


و در مجمع البيان است كه از على (ع) روايت شده كه فرمود: خداى تعالى پيغمبرى سياه چهره مبعوث كرد و داستان او را در قرآن براى ما بيان نفرمود «3».


و نيز الدر المنثور، نظير اين معنا را از تفسير أوسط طبرانى، و از ابن مردويه، از آن جناب روايت كرده «4».


_______________


(1) روح المعانى، ج 24، ص 88.


(2) سوره نساء، آيه 164.


(3) مجمع البيان، ج 8، ص 533.


(4) الدر المنثور، ج 5، ص 357.


/ 614