ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 540


اين علوم وقتى وحى آسمانى و معارف نبوى را مى‏شنيدند، اظهار بى‏اعتنايى مى‏كردند و به علم خود مى‏باليدند. اين تفسير هم مانند تفسير قبلى است، به اضافه اينكه با احدى از امت‏هاى گذشته كه قرآن كريم در اين آيات سرگذشتشان را بيان مى‏كند تطبيق نمى‏كند، چون نه امت نوح از فلاسفه يونان و دهرى مسلك بودند و نه قوم عاد، نه قوم ثمود و نه قوم ابراهيم، و لوط و شعيب و سايرين.


يكى «1» ديگر اينكه: اصل معناى آيه اين است كه: وقتى رسول هر امتى با بينات مى‏آمد، از آمدن علم انبيا خوشحال نمى‏شدند، چيزى كه هست به جاى اين عبارت فرموده:


" از جهلى كه خود داشتند خوشحالى مى‏كردند"، و سپس از باب طعنه و تعريض به جاى كلمه" جهل"،" علم" را آورد و فرمود:" فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ". و اين تفسير علاوه بر اينكه روبراه نيست و از فهم دور است، اشكال وجه اول هم بر آن وارد است.


يكى «2» ديگر اينكه: ضمير در" فرحوا" به كفار و ضمير در" عندهم" به رسولان بر مى‏گردد و معناى آن اين است كه: كفار به علمى كه نزد انبيا بود، خوشحالى مى‏كردند، يعنى خنده و مسخره مى‏نمودند. اشكال اين وجه اين است كه لازمه آن مختل شدن ضميرهايى است كه همه در يك سياق قرار دارند، مثل اينكه عبارت" عوام به علمى كه داشتند خوشحالى مى‏كردند" را معنا كنيم به اينكه" عوام به علمى كه علما داشتند به عنوان مسخرگى خوشحالى مى‏كردند". علاوه بر اين خنده و مسخرگى كردن خودش واژه مخصوص دارد، و معنا ندارد واژه" فرح- خوشحالى" را در آن به كار بگيرد، و به فرضى هم به خاطر جهاتى استعمال كنند، بايد قرينه‏اى در كلام بياورند و در آيه چنين قرينه‏اى نيست.


يكى «3» ديگر اين است كه: دو ضمير در" فرحوا" و در" عندهم" به رسل برمى‏گردد و معناى آيه اين است كه: رسولان وقتى به سر وقت قوم خود آمدند و ديدند كه چقدر جاهلند و تا چه حدى بر كفر وجود خود پافشارى دارند و نيز از همين جا فهميدند كه چه عاقبت بدى در پى دارند، شكر خدا را كردند كه مثل ايشان نيستند و به علمى كه خود داشتند آنهم علم به حق خوشحال گشتند.


اشكال اين وجه آن است كه سياق آيات بهترين شاهد است بر اينكه اين آيه در مقام بيان حال كفار است، نه حال انبيا و مى‏خواهد بفرمايد: كفار بعد از آنكه انبيا به سراغشان مى‏رفتند، چه عكس العملى از خود نشان مى‏دادند و چگونه در اثر نپذيرفتن دعوت انبيا


_______________


(1 و 2 و 3) روح المعانى، ج 24، ص 91.


/ 614