بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 541 كارشان به نزول عذاب كشيده شد و بعد از آمدن عذاب ديگر ايمان سودى برايشان نداشت. اين سياق چه ربطى دارد به اينكه انبيا در مقايسه وضع خود با وضع مردم خوشحال مىشدند از اينكه علوم حقهاى دارند. علاوه بر اين لازمه اين وجه نيز اين است كه مرجع ضميرهاى يك سياق، مختلف شود. " فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ" كلمه" باس" به معناى شدت عذاب است. و بقيه الفاظ آيه تفسير نمىخواهد. " فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ..." و سود نبخشيدن ايمان بعد از ديدن عذاب، براى اين است كه چنين ايمانى اختيارى نيست و ارزشى ندارد. " سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ"- يعنى آن سنتى كه خداى تعالى در گذشته در بين بندگانش باب كرده، اين است كه توبه بعد از ديدن عذاب را قبول نكند." وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ"، اينجاست كه كفار زيانكار مىشوند.