ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 562


بحث روايتى [روايتى در باره قرائت آيات اول سوره فصلت (حم سجده) توسط پيامبر (صلّى الله عليه وآله) در جواب فرستاده قريش‏]


در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، عبد بن حميد، ابو يعلى و حاكم- وى حديث را صحيح دانسته-، ابن مردويه، ابو نعيم، و بيهقى- هر دو در كتاب خود به نام دلايل-، و ابن عساكر از جابر بن عبد اللَّه روايت آورده‏اند كه گفت: روزى قريش دور هم جمع شده و گفتند: تحقيق كنيد ببينيد از همه شما داناتر به سحر و كهانت و شعر كيست، برود نزد اين مرد كه بين جمع ما تفرقه افكنده و نظام ما را درهم و برهم كرده و به دين ما بدگويى مى‏كند، تا با او حرف بزند ببيند چه جواب مى‏شنود. همگى گفتند: ما به جز عتبة بن ربيعه كسى را داناتر از خود سراغ نداريم، رو به عتبه كردند و گفتند: اى ابو وليد، برخيز و نزد اين مرد برو.


عتبه نزد رسول خدا (ص) آمده، گفت: اى محمد! تو بهترى يا پدرت عبد اللَّه؟ تو بهترى يا جدت عبد المطلب؟ رسول خدا (ص) هيچ نگفت. دو باره عتبه گفت: اگر مى‏پندارى كه نامبردگان از تو بهتر بودند، بايد قبول كنى كه بت‏پرستى آنان نيز درست بوده و تو به ناحق بت‏ها را عيب مى‏گويى. و اگر مى‏پندارى تو بهتر از آنانى، پس حرف بزن تا بشنويم.


به خدا سوگند ما براى قومت هيچ فرزندى شوم سراغ نداريم كه شوم‏تر از تو باشد. تو جمع ما را پراكندى، امور منظم ما را از هم گسيختى، دين ما را مورد حمله و عيب‏جويى قرار دادى. تو ما را در بين عرب رسوا ساختى، تا آنجا كه در بين همه عرب شايع شد كه در قريش ساحر و كاهنى پيدا شده و به خدا سوگند ما ديگر هيچ راه چاره‏اى برايمان نمانده، مگر اينكه بى‏خبر و ناگهان دست به اسلحه برده، به جان يكديگر بيفتيم. هان اى مرد! بگو تا اگر احتياجاتت فزونى گرفته برايت پول جمع آورى كنيم، آن قدر كه از تمامى افراد قريش توانگرتر شوى و مرد يگانه قريش گردى، و اگر شهوتت گل كرده، بگو تا هر زنى از قريش مى‏خواهى هر چند ده زن باشد برايت بگيريم.


رسول خدا (ص) فرمود: تمام شد؟ گفت: بله، ديگر حرفى ندارم. فرمود:" بسم اللَّه الرحمن الرحيم حم تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ" و هم چنان آيات اين سوره را خواند تا رسيد به اين آيه" فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ".


عتبه گفت: ديگر بس است. آيا غير از اينها سخنى ندارى؟ فرمود: نه. عتبه نزد


/ 614