ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 58


مى‏گويند: فلانى در ميهمانى‏اش الوانى از طعام و ميوه حاضر كرده بود. پس در حقيقت تعبير به" الوان" تعبيرى است كنايه‏اى. ولى جمله" وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ" تا اندازه‏اى وجه اول را تاييد مى‏كند كه مراد خود رنگها باشد نه طعم و خاصيت، چون در كوه‏ها اختلاف انواع نيست تنها اختلاف الوان است.


و در جمله" فَأَخْرَجْنا بِهِ ..." التفاتى از غيبت (خدا از آسمان آبى فرو فرستاد)، به تكلم (پس به وسيله آن ميوه‏هايى بيرون كرديم)، به كار رفته. و بعضى «1» از مفسرين در وجه آن گفته‏اند:" اين التفات بدان جهت بوده كه كمال اعتناى به اين عمل را برساند، چون از نظر صنع بسيار بديع و حيرت‏انگيز است، و از كمال قدرت و حكمت صانعش خبر مى‏دهد".


نظير اين وجه در جمله قبلى هم كه مى‏فرمود:" إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً" مى‏آيد. و اما التفاتى كه در آيه قبل از آن مى‏فرمود:" ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ" بعيد نيست وجهش اين باشد كه خواسته باشد با اين التفات بفهماند امر كفار به دست خود من است، و بين من و ايشان احدى نمى‏تواند حائل شود. پس كسى نمى‏تواند شفاعت و يا يارى آنان كند، و در نتيجه از عذاب من نجات يابند.


" وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِيبُ سُودٌ"- كلمه" جدد"- به ضمه جيم و فتحه دال- جمع جده- به ضمه جيم- است، كه به معناى جاده و راه است. و دو كلمه" بيض" و" حمر" جمع" ابيض" و" احمر" به معناى سفيد و سرخ است. و ظاهرا كلمه" مختلف" صفت جدد، و كلمه" الوانها" فاعل" مختلف" است، چون- به قول بعضى «2»- اگر جمله مبتدا و خبر بود، مى‏فرمود:" مختلفة الوانها". و كلمه" غرابيب" جمع" غريب" به معناى سياهى شديد است، و غراب (كلاغ سياه) را هم به همين جهت غراب مى‏گويند. و كلمه" سود" بدل و يا عطف بيان است براى غرابيب.


و معناى آيه اين است كه:" آيا نمى‏بينى كه در بعضى از كوه‏ها راههايى سفيد و سرخ و سياه، و با رنگهاى مختلف هست؟" و مراد از اين راهها، يا راههايى است كه در كوه‏ها قرار دارد و داراى الوانى مختلف است، و يا مراد خود كوه‏ها است، كه به صورت خطوطى كشيده شده در روى كره زمين قرار دارد، بعضى از اين سلسله جبال به رنگ سفيدند، بعضى سرخ، بعضى سياه، و بعضى ديگر چند رنگ هستند.


_______________


(1 و 2) تفسير روح المعانى، ج 22، ص 189.


/ 614