ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 594


معلوم است كه سخن آن كسى كه دعوت به سوى خدا مى‏كند، و عمل صالح هم دارد، ولى ايمانى به حق نداشته، و التزامى به آن ندارد، احسن القول نيست، به همين جهت دو جمله گذشته را مقيد به شرطى ديگر كرد، و آن اين است كه" وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ"، يعنى اعتقاد به اسلام داشته باشد. چون كلمه" قال" به طورى كه از سياق برمى‏آيد در اينجا به معناى رأى و اعتقاد است.


پس اگر كسى اعتقاد به اسلام و عمل صالح داشت، آن گاه به سوى خدا دعوت كرد، سخنش احسن القول خواهد بود، براى اينكه احسن القول عبارت است از سخنى كه به حقيقت نزديكتر، و نيز سودمندتر باشد، و هيچ كلمه‏اى به حق نزديك‏تر و نيز سودمندتر از كلمه توحيد نيست، براى اينكه اين كلمه آدمى را به سوى حاق سعادتش رهنمون مى‏شود.


" وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ...".


بعد از آنكه احسن القول را خاطرنشان كرد، فرمود كه احسن القول عبارت است از دعوت به سوى خدا، و چون قائم به چنين دعوت در درجه اول رسول خدا (ص) بود، لذا در آيه شريفه التفاتى بكار برده، روى سخن را متوجه آن جناب كرد تا بهترين طريق در دعوت به سوى خدا و نزديك‏ترين راه رسيدن به هدف را برايش بيان كند، و نزديك‏ترين راه دعوت به سوى خدا، و مؤثرترين آن عبارت از طرز دعوتى است كه بيشتر در دلها اثر بگذارد، و به اين منظور روى سخن به آن جناب نموده، فرمود:" لا تستوى ...".


پس جمله" لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ" معنايش اين است كه: دعوت به سوى خدا با داشتن خصلت نيك، و با نداشتن آن، و داشتن خصلت بد يكسان و تاثيرش در نفوذ برابر با هم نيست. و كلمه" لا" در جمله" وَ لَا السَّيِّئَةُ" زايده است كه تنها خاصيت تاكيد را دارد، و نفى را تاكيد مى‏كند.


[معناى جمله:" ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ"]


" ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ" اين جمله استينافى و سخنى نو است كه توهمى را كه ممكن است كسى بكند دفع مى‏نمايد. گويا وقتى شنونده جمله" لا تَسْتَوِي ..." را مى‏شنود، مى‏پرسد: چه بايد كرد؟ در جواب مى‏فرمايد" بدى را به بهترين راهش دفع كن". و معناى آن اين است كه: بدى را با خصلتى كه مقابل آن است دفع نما، مثلا باطل آنان را با حقى كه نزد تو است دفع كن، نه به باطلى ديگر، و جهل آنان را با حلم و بديهايشان را با عفو، و همچنين هر بدى ديگرشان را با خوبى مناسب آن دفع كند.


" فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ"- اين قسمت از آيه مورد بحث، اثر دفع به احسن و نتيجه آن را بيان مى‏كند. و مراد اين است كه: وقتى تو همه بديها و باطل‏ها را


/ 614