ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 61


" مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ" «1».


و ممكن هم هست مراد از آن زيادتى باشد از غير سنخ ثواب اعمال، هم چنان كه مى‏دانيم در آيه" لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ" «2» منظور غير از ثواب است.


و جمله" إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ" مضمون آيه و زيادتى ثواب، يا غير ثواب را تعليل مى‏كند، و معنايش اين است كه: اگر گفتيم: خداوند لغزشهاى آنان را ناديده مى‏گيرد، براى اين است كه خدا غفور است، و اگر گفتيم ايشان را به بيش از آن ثوابى كه مستحقند پاداش مى‏دهد، براى اين است كه او شكور است.


" وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ" ضمير فصل و الف و لام در جمله" هُوَ الْحَقُّ" براى تاكيد حقانيت كتاب است، نه براى انحصار، به عبارت ساده‏تر اينكه: اين كتاب حقى است كه به هيچ وجه باطل در آن راه ندارد، نه اينكه اين كتاب به تنهايى حق است.


[مراد از" كتاب" و وراثت آن در آيه:" ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا ..."]


" ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا ..."


وقتى مى‏گويند:" اورثهم مالا كذا" معنايش اين است كه: فلانى فلان مال را به ارث براى آنان باقى گذاشت تا ايشان بعد از مرگ وى به امر آن مال قيام كنند، با اينكه تا خودش زنده بود خودش قائم به امر آن مال و متصرف در آن بود، و به همين معنا است ارث دادن علم و جاه و امثال آن، كه وارث بعد از مرگ صاحب علم و جاه، به امر آن دو قيام مى‏كند، بعد از آنكه قبلا نزد ديگرى بود و ديگرى صاحبش بود و از آن بهره مى‏گرفت.


بنا بر اين معناى ارث دادن كتاب به قوم و مردمى، اين است كه: كتاب را نزد ايشان بگذارد تا نسل به نسل و از سلف به خلف دست به دست بگردد، و همه از آن برخوردار شوند.


بنا بر اين، اين نسبت مزبور صحيح است، هر چند كه قائم به امر كتاب، بعضى از قومند نه همه آنان، و به همين جهت مى‏بينيم همه جا دادن كتاب را به همه قوم نسبت مى‏دهد مثلا مى‏فرمايد:


_______________


(1) مثل كسانى كه اموال خود راى در راه خدا انفاق مى‏كنند، مثل دانه گندمى است كه هفت سنبل مى‏روياند، و در هر سنبلى صد دانه باشد، و خدا براى هر كس كه بخواهد مضاعف هم مى‏كند.


سوره بقره، آيه 261.


(2) ايشان آنچه راى بخواهند در اختيار دارند، و نزد ما بيش از آن هست. سوره ق، آيه 35.


/ 614