ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 606


[توضيح آيه:" وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا ..."]


" وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ" راغب مى‏گويد كلمه" عجمه" در مقابل" ابانه- روشن‏گويى" است (كه به فارسى آن را كلام گنگ مى‏گويند). و نيز مى‏گويد:" عجم" به معناى غير عرب است، و غير عرب را عجمى مى‏گويند، و اعجم به كسى مى‏گويند كه در زبانش لكنت باشد، حال چه اينكه عرب باشد يا غير عرب، چون عرب همان طور كه زبان غير عربى را نمى‏فهمد، زبان چنين كسى را هم دير مى‏فهمد، و لو اينكه عربى حرف بزند «1». پس كلمه" اعجمى" به معناى غير عربى و غير بليغ است، چه اينكه اصلا عرب نباشد، يا آنكه عرب باشد ولى لكنتى در زبانش باشد. پس كلمه" أعجمى" صفت چنين شخصى است، نه صفت كلام، و اگر در آيه شريفه بر كلام اطلاق شده، مانند اطلاق عربى بر كلام، مجازى است.


پس معناى آيه اين است كه: اگر ما قرآن را أعجمى مى‏كرديم، يعنى كلامى بود كه مقاصدش را نمى‏رساند، و نظمش بليغ نبود كفار از قوم تو مى‏گفتند چرا آياتش را روشن و مبين نكردى، و چرا مطالبش را از هم جدا نساختى، آيا كتابى أعجمى و گنگ بر مردمى عربى نازل مى‏شود؟ و اين دو با هم منافات دارد.


و اگر فرمود" عربى" و نفرمود" عربيون" و يا" عربية" با اينكه كتاب به جمعيتى كه همان عرب باشد نازل شده، براى اين بود كه منظور صرف عربيت بود، و كارى به يك نفر و چند نفر نداشت، بلكه تنها منظور بيان اين نكته است كه نبايد بين كلام و مخاطب به آن تنافى باشد، حال چه مخاطب يكى باشد و چه بسيار.


در كشاف گفته: اگر بپرسى چطور ممكن است منظور از كلمه" عربى" مردمى باشد كه قرآن براى آنان نازل شده و اين صحيح نيست كه كلمه" عربى" بر امت عرب اطلاق شود، در جواب مى‏گوييم: اين اطلاق در اين مقام بايد همين طور باشد، چون در مقامى كه منكر مى‏خواهد نامه‏اى گنگ و غير مفهوم را انكار و مذمت كند، هر چند كه نامه به قومى از عرب نوشته شده باشد، مى‏گويد: آيا براى خواننده عربى نامه‏اى أعجمى مى‏نويسد؟ براى اينكه مقام، مقام نامناسب بودن حال نامه با حال خواننده آن است، نه بيان اينكه خواننده يك نفر است يا يك جمعيت، و به همين جهت بايد عبارت از هر خصوصيت ديگرى كه ممكن است ذهن شنونده را متوجه آن كند، و از غرض باز بدارد مجرد سازد.


و لذا مى‏بينى كه اشخاص وقتى لباس بلند بر تن زنى كوتاه‏قامت مى‏بينند، مى‏گويند


_______________


(1) مفردات راغب، ماده" عجم".


/ 614