ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 608


مفيد باشد خود او هم از آن سود مى‏برد، و اگر مضر و بد باشد، خودش از آن متضرر مى‏گردد.


پس اين رفتار خداى تعالى كه نفع عمل صالح را به صاحبش مى‏رساند و او را ثواب مى‏دهد، و ضرر عمل بد را نيز به صاحبش مى‏رساند و عقابش مى‏كند، اصلا ظلمى نيست، و چنان نيست كه وضع شى‏ء در غير موضعش باشد.


و اگر اين روش از خداى تعالى ظلم باشد، بايد در ثواب دادن ميليونها بنده و عقاب كردن ميليونها ديگر، در برابر ميلياردها عمل نيك و بد، ظلام بندگان باشد، ولى از آنجايى كه گفتيم اين روش ظلم نيست، پس خداى تعالى ظلام بندگان نمى‏باشد، و با اين بيان روشن مى‏شود كه چرا فرمود" پروردگار تو ظلام بندگان نيست" و نفرمود:" پروردگار تو ظالم به بندگان نيست" «1».


" إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ ... إِلَّا بِعِلْمِهِ" برگشتن علم به قيامت به سوى خدا، به معناى آن است كه اين علم مختص به او است، و احدى به جز او اطلاعى از آن ندارد. و اين معنا در كلام مجيدش مكرر آمده.


" وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها"- كلمه" ثمرات" در اين جمله فاعل" تخرج" است. و حرف" من" كه بر سر آن آمده زايده است و تنها خاصيت تاكيد را دارد، مانند حرف" باء" در جمله" وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً" «2» و كلمه" أكمام" جمع" كم" است كه به معناى غلاف و پوسته روى ميوه است، و معناى جمله اين است كه: هيچ ميوه‏اى از ظرف و غلافش بيرون نمى‏آيد و هيچ ماده‏اى حامله نمى‏شود و وضع حمل نمى‏كند، مگر با علم خدا، يعنى خداى تعالى به تمام جزئيات احوال هر چيزى دانا است.


_______________


(1) مؤلف در هنگام مقابله، اين احتمال را هم دادند كه آوردن صيغه مبالغه به منظور اين بوده كه بفهماند انواع عذابها در قيامت بسيار است.


ممكن هم هست علت آوردن صيغه مبالغه" ظلام" را اين بگيريم كه خواسته است به كيفيت ظلم اشاره كرده باشد، نه به كميت آن كه در وجه قبلى گذشت. به اين بيان كه: اشاره كند به اينكه عذاب دوزخ آن قدر شديد و طاقت‏فرسا است كه از هر كسى نسبت به هر كس ديگرى سرمى‏زند، مردم او را" ظلام- بسيار ستمگر" مى‏دانستند، چون هيچ ستمگرى حاضر نيست دشمن خود را به چنين عذابى گرفتار كند، و اصلا چنين عذابى در اختيار احدى نيست، چون آتشى است كه دست خدا افروخته، نه آتش معمولى، ولى چون عذاب مذكور اثر و خاصيت اعمال خود مردم است، و به عبارتى: عين اعمال ايشان است كه در آخرت به اين صورت در مى‏آيد، لذا نمى‏توان گفت خدا ظلام به بندگان است. مترجم.


(2) سوره نساء، آيه 79.


/ 614