بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 610 روزى كه خداى تعالى مشركين را از دور صدا مىزند: كجا هستند شريكان من؟- يعنى آن سنگ و چوبهايى كه شما شريك من مىپنداشتيد؟ مىگويند: اينكه به تو اعلام مىكنيم كه احدى از ما نيست كه عليه تو به وجود شركايى شهادت و گواهى دهد. و يا اين است كه: احدى از ما نيست كه شركايى براى تو ببيند. آرى در آن روز آن خدايانى كه در دنيا به جاى خدا مىخواندند از نظر ايشان غايب مىشوند، و يقين مىكنند كه ديگر هيچ گريزگاهى از عذاب ندارند. " لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ" كلمه" يسئم" از مصدر" سامه" است كه به معناى ملال و آزردگى است، و كلمه" يؤس" و" قنوط" هر دو به معناى قطع شدن اميد است، و كلمه" دعا" به معناى طلب است. از اين آيه شريفه شروع به پايان دادن سوره شده و علت جحود و لجبازى كفار در مقابل حق صريح را بيان مىكند، و مىفرمايد: انسان به خودش مغرور است، وقتى شرى به او مىرسد كه از دفعش عاجز مىماند، از هر خيرى مايوس گشته، متوسل به دعاء و درخواست و توجه به پروردگارش مىشود. و اگر خيرى به او برسد به آن خير مشغول و سرگرم مىشود، و دچار خودبينى و خودپسندى شده، و همان خير، هر حق و حقيقتى را از ياد او مىبرد. و معناى آيه اين است كه: انسان از طلب خير خسته نمىشود، هر چه را كه براى زندگيش نافع ببيند در طلبش برمىخيزد، و اگر شرى به او برسد بيش از اندازه دچار نوميدى و ياس مىگردد، چون مىبيند اسبابى را كه به آنها تكيه داشت همه از كار افتاده. و اين نوميدىاش به بيانى كه خواهد آمد منافات ندارد با اينكه در همين حال به خدا اميد ببندد. [نكوهش انسان از جهت اينكه در حال تنعم از خدا غافل و روى گردان است و در سختى و تنگى به دعا مىپردازد] " وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي ..." با در نظر گرفتن آيه قبلى، جا داشت بفرمايد" و ان ذاق خيرا قال هذا لى" و ليكن اينطور نفرمود، و به جاى" ذاق" فرمود" أذقناه" و به جاى" خيرا" فرمود" رحمة منا"، بدان جهت كه بفهماند خيرى كه چشيده رحمتى از ناحيه خدا بود، و خدا آن خير را به كامش ريخته، و گرنه او خودش نمىتوانست آن خير را به سوى خود جلب كند، چون مالك آن نيست. اگر مالكش بود هيچ وقت از او جدا نمىشد، و گرفتار" ضراء" نمىگشت. و به همين منظور جمله" وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ" را مقيد كرد به جمله" مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ". " لَيَقُولَنَّ هذا لِي"- يعنى مىگويد: خود، مالك اين خير هستم، و به همين جهت اختيار آن را دارم كه هر كارى بخواهم با آن بكنم، و هر جور كه بخواهم در آن تصرف نمايم و