ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 71


نفس هستند كه مى‏گويند:" الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ". «1»


مؤلف: اين روايت را صاحب مجمع «2» نيز از ابى درداء از رسول خدا (ص) نقل كرده، و در معناى آن احاديث ديگرى نيز هست، و در مقابل، احاديث ديگرى هست كه مخالف با اينها است، از آن جمله در مجمع البيان از ابن مردويه از عمر از رسول خدا (ص) روايت آورده كه در تفسير جمله" فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ" فرمود: منظور كافر است «3». ليكن به اين احاديث نبايد اعتناء كرد.


و در تفسير قمى در ذيل جمله" لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ" از امام نقل كرده كه فرمود:" نصب" به معناى خستگى و" لغوب" به معناى كسالت و ضجر است «4».


[چند روايت در باره مقدار عمرى كه سپرى شدن آن جاى عذرى براى آدمى نمى‏ماند (أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ)]


و در نهج البلاغه از امير المؤمنين (ع) نقل كرده كه فرمود: آن عمرى كه اگر خدا به آدمى بدهد جاى عذرى برايش باقى نمى‏گذارد، شصت سال است «5».


مؤلف: همين روايت را صاحب مجمع البيان نيز از آن جناب نقل كرده «6». و نيز الدر المنثور هم آن را از ابن جرير از آن جناب روايت كرده است «7».


و در الدر المنثور است كه حكيم ترمذى در نوادر الاصول، بيهقى در سنن، ابن جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتم، طبرانى، ابن مردويه، و بيهقى (در شعب الايمان) همگى از ابن عباس روايت كرده‏اند كه گفت رسول خدا (ص) فرمود: چون روز قيامت برسد، صدا مى‏زنند شصت‏ساله‏ها كجايند؟ و اين شصت ساله همان معمرى است كه خداى تعالى در آيه" أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ" در باره‏اش سخن گفته «8».


مؤلف: اين معنا به طرق ديگرى از سهل بن سعد و ابو هريره از آن جناب روايت شده «9».


_______________


(1) الدر المنثور، ج 5، ص 251.


(2) مجمع البيان، ج 8، ص 408.


(3) الدر المنثور، ج 5، ص 252.


(4) تفسير قمى، ج 2، ص 209.


(5) نهج البلاغه، صبحى الصالح، ص 532.


(6) مجمع البيان، ج 8، ص 410.


(7 و 8) الدر المنثور، ج 5، ص 254.


(9) الدر المنثور، ج 5، ص 254.


/ 614