بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 74 كافر شود كفرش عليه خود اوست و كفر كافران نزد پروردگارشان جز خشم بيشتر اثر ندارد و كفر كافران جز خسارت و زيان نمىافزايد (39). بگو اين شركايى كه به جاى خدا مىخوانيد به من بگوييد ببينم چه چيزى از زمين را آفريدهاند و يا در آسمانها شركتى دارند و يا ما به ايشان كتابى نازل كرده و در آن از وجود چنين شريكى خبر دادهايم و اين مشركين دليلى بر شرك خود دارند، نه هيچ يك از اينها نيست بلكه جز اين نبوده كه اين ستمكاران به يكديگر وعده غرور مىدهند (40). خدا است كه نمىگذارد زمين و آسمان فرو ريزند و اگر فرو ريزد احدى بعد از خدا نيست كه از ريختن آنها جلوگيرى به عمل آورد و او حليم و آمرزنده است (41). و به خدا سوگند خوردند و تا توانستند آن را غليظتر كردند كه اگر براى ما هم پيامبرى بيايد ما نيز يكى از امتهاى صاحب كتاب خواهيم شد و از همه آنها راه يافتهتر خواهيم بود ولى وقتى پيامبر به سويشان آمد اين آمدن ثمرهاى جز دورى و نفرت بيشتر برايشان نداشت (42). دورى آنان از راه به جهت استكبار و بلندپروازى در زمين و نيز به علت مكر بدى كه داشتند بود و مكر بد جز به اهل مكر برنمىگردد، پس آيا منتظر سنتى هستند كه در امم گذشته جارى ساختيم، در اين صورت براى سنت خدا نه دگرگونى خواهند يافت و نه برگشتن از قومى به قومى ديگر (43). آيا در زمين سير نكردهاند تا ببينند سرانجام آنهايى كه قبل از ايشان بودند چه شد با اينكه اينان نيرومندتر بودند، آرى هيچ چيزى در آسمان و زمين خدا را عاجز نمىكند كه او دانا و توانا است (44). و اگر مردم را به كيفر اعمال زشتشان به عذاب خود مىگرفت بر روى زمين هيچ جنبدهاى نمىماند و ليكن عذاب آنان را تا مدتى معين تاخير مىاندازد همين كه اجلشان رسيد خداوند بر احوال بندگانش كاملا آگاهست (45). بيان آيات اين آيات نخست بر مساله توحيد خدا در ربوبيت احتجاج مىكند، و آيات" هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ ..." و" إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا ..." متضمن آن احتجاج است، و سپس بر نبودن شريكى براى خدا در ربوبيت احتجاج مىكند، كه آيه" قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ..." متضمن آن است. و آن گاه مشركين را بر نقض عهد و سوگند، و كارهاى زشتى كه مرتكب مىشدند سرزنش مىكند، و در آخر اين معنا را مسجل مىسازد كه هيچ كس و هيچ چيز نمىتواند