بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 76 سعادت انسانيت برخوردار گردد، مبتلا به شقاوت و بلا كردند، كه به زودى در مسير انتقال خود به سوى دار جزا با آن روبرو مىشوند. و اگر از اثر كفر تعبير به زيادت كفر كرد، بدان جهت است كه فطرت انسان بسيط و ساده است، و در معرض استكمال و كسب زيادت قرار دارد،- تا اينكه ببينى فطرت در چه مسيرى قرار گيرد- اگر در مسير اسلام و ايمان به خدا قرار گيرد، روز به روز همين ايمان و اسلامش كامل و زياد مىشود و به خدا نزديكتر مىگردد، و اگر در مسير كفر قرار گيرد، باز فطرت او در اين مسير استكمال مىكند، يعنى روز به روز كفرش زيادتر شده و در نتيجه خشم خدا از او بيشتر و خسران او زيادهتر مىگردد. و اگر" مقت" را مقيد به" عند ربهم" كرد، ولى" خسار" را مقيد به آن نكرد، براى اين بود كه" خسار" از تبعات و آثار تبديل ايمان به كفر و تبديل سعادت به شقاوت است، و اين امرى است در نزد خود انسانها، ولى" مقت" كه شدت خشم خدا است امرى است در نزد خداى سبحان. و اما حب و بغضى كه به خداى تعالى نسبت داده مىشود، دو تا از صفات افعال است، و معانيى است خارج از ذات خدا و غير قائم به او. و معناى حب خداى تعالى نسبت به يكى از بندگان، اين است كه: رحمتش را بر او گسترده كند، و به سوى او بكشاند و بغض خداى تعالى نسبت به كسى اين است كه رحمتش را از او بازدارد و دور كند. " قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ..." اضافه" شركاء" به مشركين، به اين عنايت است كه مشركين ادعاى شركت در خدايى براى آنها كردند، پس در نتيجه اضافه شركاء به ضمير" كم" اضافهاى است لامى و مجازى، (چون بتها شركاى مشركين نبودند، تا اين نسبت حقيقى باشد). و در اين آيه شريفه به رسول خدا (ص) تلقين مىكند كه چگونه عليه ربوبيت آلهه مشركين، و معبودهاى آنان احتجاج كند. [استدلال و احتجاج عليه مشركين و در رد ارباب و آلهه موهوم آنان] بيان حجت چنين است كه: اگر بتها ارباب و آلهه باشند بجز خدا، بايد حد اقل سهمى از تدبير عالم به دست آنها باشد، و اگر چنين تدبيرى مىداشتند، بايد خالق همان مقدارى كه تدبيرش را در دست دارند بوده باشند، براى اينكه تدبير بدون خلقت تصور ندارد همان طور كه خلقت بدون تدبير تصور ندارد (براى اينكه تدبير عبارت از اين است كه: خلقتى را بعد از خلقتى قرار دهد، و چيزى را بعد از چيزى بيافريند). و اگر بتها خالق بودند، قطعا دليلى بر خالقيت آنها دلالت مىكرد، و اين دليل يا از