ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 77


ناحيه عالم بود و يا از ناحيه خداى سبحان، اما از ناحيه عالم، كه مى‏بينيم هيچ موجودى در عالم دلالت بر خالقيت بت‏ها و مخلوقيت خودش براى آنها ندارد، حتى به طور شركت، كه جمله" أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ" اين شق مساله را بيان مى‏كند، و اما از ناحيه خداى سبحان، اگر دليلى مى‏بود، قطعا در كتابى از كتب آسمانى كه از ناحيه او نازل شده ديده مى‏شد، و آيه‏اى از آيات آن كتب مى‏گفت كه خدا به ربوبيت بت‏ها اعتراف دارد و جايز مى‏داند كه مردم آنها را بپرستند و معبود و خداى خود بگيرند، و ما مى‏بينيم كه چنين پيامى از ناحيه خدا نازل نشده و خود مشركين هم به اين اعتراف دارند و جمله" أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً فَهُمْ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْهُ" اين شق ديگر را بيان مى‏كند.


و اگر در مقام خالق نبودن بت‏ها در زمين تعبير كرد به اينكه:" به من نشان دهيد ببينم چه موجودى را در زمين خلق كرده‏اند" و نفرمود:" به من خبر دهيد ببينم، آيا بت‏ها در خلقت زمين شركت دارند" و نيز در خصوص آسمان‏ها تعبير كرد به اينكه:" و يا در خلقت آسمان‏ها شركت دارند"، و نفرمود:" به من خبر دهيد و يا نشان دهيد، ببينيم چه چيز در آسمان‏ها خلق كرده‏اند"، براى اين بود كه مراد از كلمه" ارض"- به طورى كه سياق احتجاج، بر آن دلالت دارد- عالم ارضى است، يعنى زمين و هر چه در آن و بر روى آن هست، و مراد از آسمان‏ها نيز عالم سماوى است، كه مشتمل است بر آسمانها، و آنچه كه در آسمان‏ها و بر آسمان است.


پس بنا بر اين، اينكه فرمود:" ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ" در معناى اين است كه فرموده باشد: آيا در زمين شركت دارند؟ اگر داشته باشند لا بد پاره‏اى از آن را خلق كرده‏اند. و همچنين جمله" أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ" در معناى اين است كه: فرموده باشد:" و يا چه چيزى از آسمان‏ها خلق كرده‏اند؟". كه در جانب زمين اكتفاء كرد، به ذكر خلق، تا اشاره كرده باشد به اينكه به طور كلى ربوبيت جز با خلقت تصور ندارد.


" أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً فَهُمْ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْهُ"- يعنى بلكه (و يا) كتابى در جواز شرك و اعتراف به ربوبيت آلهه آنان نازل كرده‏ايم، و مشركين به استناد آن، شرك ورزيدند، و خلاصه حجتى ظاهر از كتاب دارند بر اينكه آلهه آنان با ما شريكند؟


در اين جمله فرمود:" أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً" و نفرمود:" ام لهم كتاب" و يا عبارتى نظير آن، تا نفى و انكار را بهتر برساند، چون عبارت دومى انكار وجود كتاب است، ولى عبارت اولى انكار وجود آن از ناحيه كسى است كه اگر كتابى نازل شود از ناحيه او نازل مى‏شود.


پس از آنچه گذشت روشن گرديد كه ضمير جمع در" اتيناهم" و نيز در" فَهُمْ عَلى‏


/ 614