ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 80


و يكى ديگر پايين آيد". ولى در تصور اينكه آنان چه مى‏خواهند بگويند، البته در تصور صحيح آن تامل است.


" وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ"- سياق اقتضا مى‏كند كه مراد از" زوال" در اينجا مشرف شدن بر زوال است، چون خود زوال كه با امساك جمع نمى‏شود. و خلاصه، معناى آيه اين است كه: سوگند مى‏خورم كه اگر آسمان‏ها و زمين مشرف بر فرو ريختن شوند، احدى بعد از خدا وجود ندارد كه از فرو ريختن آنها جلوگيرى به عمل آورد، براى اينكه غير از او كسى نيست كه افاضه وجود كند.


ممكن هم هست مراد از" زوال" معناى حقيقى‏اش باشد، ولى مراد از" امساك" قدرت بر امساك باشد. و معلوم شد كه كلمه" من" اولى زايده است و تنها خاصيت تاكيد را دارد، و" من" دومى ابتدايى است، و ضمير در" من بعده" به خداى تعالى برمى‏گردد.


بعضى «1» هم گفته‏اند:" به كلمه زوال برمى‏گردد، كه از معناى" تزولا" استفاده مى‏شود".


" إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً"- پس خداى تعالى به خاطر اينكه حليم است، در هيچ كارى عجله نمى‏كند، و به خاطر اينكه آمرزنده است، جهات عدمى هر چيزى را پنهان مى‏دارد، و مقتضاى اين دو اسم اين است كه آسمان‏ها و زمين را از اينكه مشرف به زوال شوند، تا مدتى معين جلوگير شود.


صاحب كتاب" ارشاد العقل السليم" گفته: خدا حليم و غفور است، يعنى در عقوبتى كه جنايات بشر مستوجب آن است عجله نمى‏كند، و لذا مى‏بينيد كه آسمانها و زمين را هم چنان نگه داشته، با اينكه جا داشت به خاطر آن جنايات فرو ريزند، هم چنان كه خود خداى تعالى در اين باره فرموده:" تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ" «2».


" وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى‏ مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً" راغب مى‏گويد:" كلمه" جهد" به فتحه جيم- و" جهد"- به ضمه جيم- به معناى طاقت و مشقت است. تا آنجا كه مى‏گويد: و خداى تعالى فرموده:" وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ" يعنى سوگند خوردند به خدا و سعى كردند كه سوگند خود را تا آنجا كه در وسع و طاقتشان هست پايدار و مؤكد كنند" «3».


_______________


(1) روح المعانى، ج 22، ص 204.


(2) نزديك است آسمان‏ها از آن پاره پاره و زمين متلاشى شود. سوره مريم، آيه 90.


(3) مفردات راغب، ماده" جهد".


/ 614