ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 89


ما به گردنشان غل‏هايى افكنده‏ايم كه تا چانه‏شان را گرفته به طورى كه ديگر نمى‏توانند سر پايين آورده خود را ببينند (8).


ما از پيش رو و عقب سر سدى دورشان كشيده و ايشان را با آن پوشانده‏ايم ديگر جايى را نمى‏بينند (9).


و (بنا بر اين) ديگر انذار كردن و نكردنت به حال ايشان يكسان است چه انذار بكنى و چه نكنى ايمان نمى‏آورند (10).


تو تنها كسى را انذار مى‏كنى و انذارت در حق كسى مؤثر واقع مى‏شود كه قرآن را تصديق كرده و ناديده از رحمان خشيت داشته باشد، پس تو او را به آمرزش و اجرى كريم بشارت بده (11).


ماييم كه مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه كرده‏اند و آنچه از آثارشان بعد از مردن بروز مى‏كند همه را مى‏نويسيم و ما هر چيزى را در امامى مبين برشمرده‏ايم (12).


بيان آيات [غرض و محتواى سوره مباركه يس و شان و فضيلت آن‏]


غرض اين سوره بيان اصول سه‏گانه دين است، چيزى كه هست نخست از مساله نبوت شروع كرده، حال مردم را در قبول و رد دعوت انبيا بيان مى‏كند، و مى‏فرمايد كه: نتيجه دعوت حق انبياء، احياى مردم است، و اينكه آنان در راه سعادت واقع شوند و حجت را بر مخالفين تمام كند، و به عبارت ديگر تكميل هر دو دسته مردم است، عده‏اى را در طريق سعادت، و جمعى را در طريق شقاوت.


آن گاه اين سوره بعد از بيان مساله نبوت، منتقل مى‏شود به مساله توحيد، و آياتى چند از نشانه‏هاى وحدانيت خدا را برمى‏شمارد، و سپس به مساله معاد منتقل شده، زنده شدن مردم را در قيامت براى گرفتن جزا، و جداسازى مجرمين از متقين را بيان نموده سپس سرانجام حال هر يك از اين دو طايفه را توصيف مى‏كند.


و در آخر دوباره به همان مطلبى كه آغاز كرده بود برگشته، خلاصه‏اى از اصول سه‏گانه را بيان، و بر آنها استدلال مى‏كند و سوره را ختم مى‏نمايد.


و از آيات برجسته و بسيار علمى اين سوره آيه" إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ" است، پس اين سوره شانى عظيم دارد، چون هم متعرض اصول سه‏گانه است و هم شاخه‏هايى كه از آن اصول منشعب مى‏شود.


روايات هم از طريق شيعه و سنى آمده كه فرمودند: براى هر چيزى قلبى است، و قلب قرآن‏


/ 614