ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 90


سوره" يس" است.


اما از طريق شيعه، صدوق در كتاب ثواب الاعمال آن را از امام صادق (ع) روايت كرده «1»، و از طريق اهل سنت، الدر المنثور آن را از انس و ابو هريره و معقل بن يسار از رسول خدا (ص) نقل كرده است «2».


[توضيح و تفسير آيات:" يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ... فَهُمْ غافِلُونَ"]


" يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ... فَهُمْ غافِلُونَ" خداى تعالى در اين آيه به قرآن حكيم سوگند مى‏خورد بر اينكه رسول خدا (ص) از مرسلين است. و اگر قرآن را به وصف حكيم توصيف كرد، براى اين است كه حكمت در آن جاى گرفته، و حكمت عبارت است از معارف حقيقى و فروعات آن، از شرايع و عبرتها و مواعظ.


جمله" إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ" مطلبى است كه به خاطر آن سوگند خورد- كه بيانش گذشت-" عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ"- اين جمله خبر بعد از خبر است براى حرف" ان" در" انك". و اگر" صراط" را نكره و بدون الف و لام آورد،- به طورى كه مى‏گويند- براى اين بود كه بر عظمت آن راه دلالت كند.


و توصيف" صراط" به استقامت، به منظور توضيح بوده، و گر نه در معناى خود كلمه صراط استقامت خوابيده، چون صراط به معناى راه روشن و مستقيم است، و مراد از" صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ" آن طريقى است كه: عابر خود را به سوى خدا مى‏رساند، يعنى به سعادت انسانى‏اش كه مساوى است با قرب به خدا و كمال عبوديت. و در تفسير سوره فاتحه مطالبى كه براى اينجا مفيد است گذشت.


جمله" تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ" وصف قرآن است، كه چون از وصفيت قطع شده، بايد آن را به فتحه خواند. و مصدر" تنزيل" به معناى مفعول است، و حاصل معنا اين مى‏شود كه:


منظورم از قرآن همين نازل شده‏اى است كه خداى عزيز رحيم كه عزت و رحمت در او مستقر است، نازلش كرده.


و اينكه در آخر خدا را به دو صفت عزت و رحمت ستوده براى اشاره به اين معنا است كه او قاهرى است كه مقهور كسى واقع نمى‏شود، غالبى است كه از كسى شكست نمى‏خورد، پس اعراض اعراض كنندگان از عبوديتش او را عاجز، و انكار منكرين خدايى‏اش،


_______________


(1) كتاب ثواب الاعمال، ص 138.


(2) الدر المنثور، ج 5، ص 256.


/ 614