ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 96


نافع و مؤثر است كه تابع قرآن باشد، و چون آيات قرآن تلاوت مى‏شود، دلش متمايل بدان مى‏شود، و از رحمان خشيتى دارد آميخته با رجاء، پس تو او را به آمرزشى عظيم، و اجرى كريم بشارت ده كه با هيچ مقياسى اندازه‏گيرى نمى‏شود.


[معناى جمله:" نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ" و بيان اينكه نامه اعمال كتابى غير از لوح محفوظ (امام مبين) مى‏باشد]


" إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ" مراد از" احياى موتى" زنده كردن ايشان براى جزا است. و مراد از" ما قَدَّمُوا" اعمالى است كه قبل از مرگ خودشان كردند و از پيش، براى روز جزاى خود فرستادند، و مراد از" آثارهم" باقياتى است كه براى بعد از مردن خود بجاى گذاشتند كه يا سنت خيرى است كه مردم بعد از او به آن سنت عمل كنند، مانند علمى كه از خود به جاى گذاشته، مردم بعد از او از آن علم بهره‏مند شوند، و يا مسجدى كه بنا كرده تا مردم بعد از او در آن نماز بخوانند، و يا وضوخانه‏اى كه مردم در آن وضو بگيرند. و يا سنت شرى است كه باب كرده و مردم بعد از او هم به آن سنت عمل كنند، مانند اينكه محلى براى فسق و نافرمانى خدا بنا نهاده، همه اينها آثار آدمى است كه خدا به حسابش مى‏آورد.


و چه بسا گفته «1» شده كه: مراد از" ما قَدَّمُوا" نيات، و مراد از" اثار" اعمالى است كه مترتب و متفرع بر آن نيات مى‏شود. ولى اين معنا از سياق بعيد است.


و مراد از نوشتن" ما قَدَّمُوا" و نوشتن" اثار" ثبت آن در صحيفه اعمال، و ضبطش در آن به وسيله مامورين و ملائكه نويسنده اعمال است و اين كتابت غير از كتابت اعمال و شمردن آن در" امام مبين" است كه عبارت است از لوح محفوظ.


گويا بعضى «2» توهم كرده‏اند كه نوشتن اعمال و آثار، همان احصاء در امام مبين است. و ليكن اين اشتباه است، چون قرآن كريم از وجود كتابى خبر مى‏دهد كه تمامى موجودات و آثار آنها در آن نوشته شده، كه اين همان لوح محفوظ است، و از كتابى ديگر خبر مى‏دهد كه خاص امت‏هاست، و اعمال آنان در آن ضبط مى‏شود، و از كتابى ديگر خبر مى‏دهد كه خاص فرد فرد بشر است، و اعمال آنان را احصاء مى‏كند. هم چنان كه در باره كتاب اولى فرموده:" وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ" «3» و در باره دومى فرموده:


" كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى‏ إِلى‏ كِتابِهَا" «4» و در باره سومى فرموده:


_______________


(1 و 2) تفسير فخر رازى، ج 26، ص 49.


(3) هيچ ترى و خشكى نيست، مگر آنكه در كتابى مبين است. سوره انعام، آيه 59.


(4) هر امتى به سوى كتاب خودش دعوت مى‏شود. سوره جاثيه، آيه 28.


/ 614