مقصود از استغفار ملائكه براى زمينيان (وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ) - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و نيز نظير آيه شريفه" لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ" «1» است كه در مقام بزرگداشت وحى است بر فرضى كه بر كوهى نازل شود.

و نيز نظير آيه شريفه" إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا" «2» است كه در مقام بزرگداشت آن از نظر سنگينى و صعوبت عمل آن است. اين آن مطلبى است كه سياق، آن را به دست مى‏دهد.
ولى ديگر مفسرين «3» آيه را بر دو معناى ديگر حمل كرده‏اند:

اول اينكه مراد از" تفطر" پاره شدن آسمانها از جلال و عظمت خداى جل جلاله است، هم چنان كه توصيف خدا به على عظيم در آيه قبلى هم مؤيد اين معنا است.

دوم اينكه مراد شكافتن آسمانها از شرك مشركين اهل زمين است، و از اين حرفشان كه مى‏گفتند:" اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً خدا فرزندى گرفته"، چون عين اين كلام در سوره مريم نيز آمده، و فرموده:" تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ"«4».

صاحبان اين دو توجيه در باره قيد" من فوقهن" دچار اشكال شده‏اند، و مخصوصا آنكه وجه دوم را اختيار كرده در باره توجيه قيد مذكور به زحمت افتاده و همچنين در اينكه اتصال جمله" وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ ..."، به ما قبل را چطور توجيه كنند دست و پا زده‏اند، كه هر كس به كتب تفسير آنان مراجعه كند بر اين مطلب واقف مى‏گردد.

مقصود از استغفار ملائكه براى زمينيان (وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ)

مقصود از استغفار ملائكه براى زمينيان (وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ) درخواست تشريع دين براى آنها است‏

" وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ"

- يعنى فرشتگان، خداى را از هر چه كه لايق به ساحت قدسش نيست منزه داشته، و او را با شمردن كارهاى جميلش ثنا مى‏گويند. و يكى از چيزهايى كه لايق ساحت قدس او نيست همين است كه امر بندگان خود را مهمل گذارد، و آنان را به سوى دينى كه خود تشريع مى‏كند، و از راه وحى ابلاغ مى‏فرمايد هدايت نكند، با اينكه اين هدايت يكى از كارهايى است كه انجامش از ناحيه خدا جميل و پسنديده است. و از خداى سبحان درخواست مى‏كنند كه اهل زمين را بيامرزد. و معلوم است كه حصول اين آمرزش سببى دارد كه قبلا بايد حاصل شده باشد، و آن‏
سبب عبارت است از پيمودن طريق بندگى، و آنهم احتياج به هدايت خود خدا دارد.

(1) اگر ما اين قرآن را بر كوهى نازل مى‏كرديم، آن وقت مى‏ديدى كه چگونه خاشع مى‏شد، و از ترس خدا متلاشى مى‏گشت. سوره حشر، آيه 21.

(2) به زودى سخنى سنگين بر تو القاء مى‏كنيم. سوره مزمل، آيه 5.

(3) روح المعانى، ج 25، ص 11.

(4) سوره مريم، آيه 90.

/ 590