ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و بعيد نيست وجه آن، عنايتى باشد كه به اين نكته داشته كه از مشركين اين اعتراف‏
را بگيرد كه غير از خدا خالقى نيست. آن گاه اين معنا را ضميمه آن كند كه تدبير نيز از خلقت است، و نتيجه بگيرد كه مرام وثنيت كه مرام شما مخاطبين است داراى تناقض است، از يك سو خالق را منحصرا خدا مى‏دانيد، و از سوى ديگر از نادانى خود تدبير را كار غير خدا مى‏دانيد.

" وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ تُخْرَجُونَ"

در اين آيه شريفه، نازل كردن آب از آسمان را مقيد كرده به قيد" قدر" تا اشاره كرده باشد به اينكه نازل شدن باران عبث و بى حساب نيست، بلكه از اراده و تدبير خدا ناشى مى‏شود. و كلمه" أنشرنا" ماضى، از مصدر" انشار" و به معناى احياء است. و كلمه" ميتا" مخفف ميت- با تشديد- است. و اگر كلمه" بلده" را با كلمه" ميت" توصيف كرده و فرموده" شهرى مرده" تنها بدين اعتبار است كه شهر براى خود مكانى است، چون همان طور كه زراعت مرده و زنده دارد، شهر را هم مى‏توان متصف به اين دو صفت كرد، چون گفتيم شهر نيز مكان و سرزمينى است.

در اين آيه در آغاز، خداى تعالى غايب فرض شده بود، مى‏فرمود" خدا آن كسى است كه آبى از آسمان به اندازه نازل كرد" و سپس متكلم با غير فرض شده و فرمود:" پس ما به وسيله آن آب شهرى مرده را زنده كرديم" و اين التفات صرفا براى اين است كه عنايت خود را به زنده كردن مكان‏هاى مرده اظهار بدارد.
و بعد از آنكه با نازل كردن آب به اندازه، و زنده كردن شهرى مرده، استدلال كرد بر خلقت و تدبير خود، در آخر نتيجه ديگرى هم از اين استدلال گرفت، نتيجه‏اى كه توحيد تمام نمى‏شود مگر به آن. و آن عبارت است از مساله معاد، يعنى برگشتن همه به سوى خدا:" و كذلك تخرجون" يعنى همانطور كه شهرى مرده را زنده مى‏كند، همين طور شما هم از قبورتان سر برمى‏داريد و زنده مى‏شويد.

بعضى از مفسرين «1» گفته‏اند: اگر از روياندن گياهان تعبير كرد به" انشار"- كه در واقع به معناى احياى مردگان است- و از احياى مردگان هم تعبير كرد به" اخراج" براى اين است كه در اولى روياندن را امرى عظيم نشان دهد، و در دومى مساله بعث و معاد را كارى آسان جلوه داده باشد تا در نتيجه هم سنن استدلال را ارج نهاده باشد، و هم راه قياس را روشن‏تر ساخته باشد.

(1) روح المعانى، ج 25، ص 67.

/ 590