مقصود از به ياد آوردن نعمت پروردگار پس از سوار شدن بر كشتى‏ها و چهار پايان‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

" وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ"

بعضى از مفسرين «1» گفته‏اند: مراد از" ازواج"، اصناف موجودات از نر و ماده و سياه و سفيد و امثال آن است.

بعضى «2» ديگر گفته‏اند: مراد جفت از هر چيز است، چون هر چيزى- به جز خداى تعالى- زوجى دارد، مانند: بالا و پايين، چپ و راست، ماده و نر.

" وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ"

- يعنى" تركبونه" و برايتان از كشتى و چارپايان چيزهايى قرار داد كه سوارش شويد. كلمه" تركبون" از" ركوب" است كه وقتى در مورد حيوانات يعنى اسب و شتر و امثال آن استعمال شود، به خودى خود متعدى مى‏گردد، و مى‏گوييم" ركبت الفرس" و چون در مورد كشتى و مانند آن به كار مى‏رود، با كلمه" فى" متعدى مى‏گردد، مى‏گوييم" ركب فيه" همان طور كه در كلام خداى تعالى آمده:" فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ" و اگر در آيه مورد بحث كه سخن از كشتى هم به ميان آمده كلمه" فى" نياورده براى اين است كه جانب انعام را غلبه داده باشد.

" لِتَسْتَوُوا عَلى‏ ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَ تَقُولُوا ...

لَمُنْقَلِبُونَ"" استواء بر ظهر" به معناى استقرار بر پشت حيوان، و يا هر مركب ديگر است. و ضمير در كلمه" ظهوره" به" ما" ى موصوله در جمله" ما تركبون" و ضمير در جمله" إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ" نيز به همان موصول برمى‏گردد، و در اين آيه جمله" لِتَسْتَوُوا عَلى‏ ظُهُورِهِ" با آوردن كلمه" ظهور"، و جمله" استويتم عليه" بدون آوردن كلمه" ظهور"، به يك معنا است، چون هم مى‏توان گفت بر پشت حيوان سوار شدم، و هم مى‏توان گفت بر حيوان سوار شدم.

مقصود از به ياد آوردن نعمت پروردگار پس از سوار شدن بر كشتى‏ها و چهار پايان‏

و مراد از" به ياد آوردن نعمت رب بعد از استواء بر پشت حيوان يا كشتى" اين است كه به ياد نعمت‏هايى بيفتى كه خدا آنها را مسخر انسان كرده، و انسان از آنها استفاده مى‏كند مثلا از يك محل به محل ديگر مى‏رود، و بار و بنه خود را حمل مى‏كند، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده:" وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ" «3»

و نيز فرموده:" وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها ... وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ" «4».

و ممكن هم هست مراد از يادآورى نعمت، يادآورى مطلق نعمت‏ها باشد، چون‏
معمولا آدمى از ياد يك نعمت به ياد نعمت‏هاى ديگر نيز منتقل مى‏شود.

(1 و 2) روح المعانى، ج 25، ص 67.

(3) كشتى‏ها را مسخر كرد براى شما تا به امر خدا در دريا جريان يابد. سوره ابراهيم، آيه 32.

(4) و چارپايان را آفريد ... و بار و بنه خود را به وسيله آن به نقاط دورى حمل مى‏كنيد كه بدون آنها نمى‏توانيد حمل كنيد، مگر به جان كندن. سوره نحل، آيه 7.

/ 590