رد و ابطال اين پندار مشركين كه خدا فرزند دارد و ملائكه دختران خدايند - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رد و ابطال اين پندار مشركين كه خدا فرزند دارد و ملائكه دختران خدايند

" أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ"

يعنى آيا خدا از بين همه مخلوقاتش دختران را براى خود فرزند گرفت و پسران را خالص براى شما كرد كه هر چه پسر باشد مال شما باشد و او جز دختر نداشته باشد چون شما از دختران خوشتان نمى‏آيد و آنها را پست‏تر از پسران مى‏پنداريد، و اين پست‏تر را از خدا و جنس شريف‏تر را از خود مى‏دانيد؟ و اين حرف با اينكه فى نفسه سخنى است محال يك نوع توهين و كفران به خدا نيز هست.

و اگر" اتخاذ بنات" را مقيد كرد به قيد" مما يخلق" براى اين است كه مشركين قائل بودند به اينكه ملائكه- با اينكه به زعم آنان داراى ربوبيت و الوهيتند- مخلوق خدا هستند.
نكته ديگرى كه تذكرش لازم است التفاتى است كه در اين آيات به كار رفته. در آيه قبل، مشركين غايب فرض شده بودند، مى‏فرمود:" و جعلوا" و در اين آيه مخاطبشان قرار داده مى‏فرمايد" و أصفاكم" و اين براى آن است كه توبيخ آنان را بجا و حق به جانب كند. و اگر كلمه" بنات" را بدون الف و لام و كلمه" بنين" را با الف و لام آورده به منظور اين است كه بفهماند: دختران در نظر مشركين خوار و حقيرند، و پسران عزيز و محترم.

" وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ"

كلمه" مثل" به معناى نظير و همجنس هر چيز است. و معناى" مثل زدن چيزى" به معناى اين است كه آن را مجانس چيزى بگيرى. و منظور از" بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا" جنس ماده است. و كلمه" كظيم" به معناى كسى است كه مملو از اندوه و خشم باشد.

و معناى آيه اين است كه: حال مشركين چنين است كه وقتى به يكى از ايشان مژده مى‏دهند كه همسرت دختر زاييده با اينكه همين دختر را شبيه و همجنس خدا مى‏داند، چهره‏اش از اندوه سياه مى‏شود، در حالى كه دلش مملو از اندوه و خشم است، چون نه تنها دختردارى را دوست نمى‏دارد، بلكه از آن ننگ هم دارد، اما همين دختر را براى خدا مى‏پسندد.

/ 590