احتجاج مشركين براى بت پرستى خود با خلط بين اراده تكوينى و تشريعى خداى تعالى‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

احتجاج مشركين براى بت پرستى خود با خلط بين اراده تكوينى و تشريعى خداى تعالى‏

" وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ"

اين آيه شريفه يك برهان به اصطلاح عقلى را از مشركين حكايت مى‏كند كه از اصل باطل است، و اين برهان را دو جور مى‏شود بيان كرد كه به يك بيان برهان صحت بت‏پرستى باشد، و به بيانى ديگر برهان بطلان نبوت.

اما بيان اول اينكه بگوييم:

اگر خدا مى‏خواست كه ما بت نپرستيم قطعا نمى‏پرستيديم، براى اينكه تخلف اراده خدا از مرادش محال است، و چون ما بت مى‏پرستيم، پس معلوم مى‏شود او اين معنا را نخواسته، و همين كه نخواسته ما بت نپرستيم خود اجازه به پرستيدن بت است، پس از ناحيه خدا منعى از پرستش شركاء كه ملائكه طائفه‏اى از آنهايند نرسيده. اين آن معنايى است كه از سياق قبل و بعد آيه" سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْ‏ءٍ" «1» نيز به ذهن مى‏رسد.

و اما بيان دوم بر ابطال نبوت مى‏گويد: خدا فلان و فلان عمل را بر شما واجب و فلان و فلان كار را بر شما حرام كرده است و مشركين در آيه مورد بحث گفته‏اند: اگر خدا مى‏خواست كه ما شركاء را نپرستيم و چيزى را حلال و حرام نكنيم، البته نه شركايى را مى‏پرستيديم، و نه از طرف خود حكمى جعل مى‏كرديم، چون بطور كلى تخلف اراده خدا از مرادش محال است، و چون ما هم شركايى مى‏پرستيم و هم چيزهايى را حلال و چيزهايى ديگر را حرام مى‏كنيم معلوم مى‏شود كه خداى تعالى از ما چيزى در اين باب نخواسته، پس كلام كسى كه به عنوان نبوت مى‏گويد خداوند شما را به فلان و فلان چيز امر، و از فلان و فلان چيز نهى كرده، و خلاصه اينكه چنين خواسته است، سخنى است باطل.
و اين معنا از آيه" وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ" «2» با كمك سياقش به خوبى استفاده مى‏شود.

(1) به زودى مشركين در جواب مى‏گويند: اگر خدا مى‏خواست ما شرك نمى‏ورزيديم، نه ما و نه پدران ما و هيچ چيزى راى تحريم نمى‏كرديم. سوره انعام، آيه 148.

(2) و مشركان گويند اگر خدا مى‏خواست چيزى جز خداى يكتا راى نمى‏پرستيديم، نه ما و نه پدرانمان، و جز آن چيزى راى كه خدا مى‏خواست حرام نمى‏كرديم. سوره نحل، آيه 35.

/ 590