ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آيا تو اى پيامبر مى‏توانى كران را بشنوانى، و يا كوران را هدايت كنى؟ (اگر توانستى آن وقت‏
مى‏توانى) گمراهان آشكار را هم هدايت كنى (40).

ما هر وقت شده از ايشان انتقام مى‏گيريم، هر چند كه تو در دنيا نباشى (41).

و يا در همين زندگى دنيايت به تو نشان مى‏دهيم آن عذابها را كه به ايشان وعده داديم كه ما بر آنان اقتدار داريم (42).

پس تو به آنچه وحى به سويت شده تمسك كن كه تو بر صراطى مستقيم هستى (43).

و به درستى كه قرآن ذكرى است براى تو و براى قومت، و به زودى بازخواست خواهيد شد (44).

از رسولانى كه قبل از تو فرستاده بوديم بپرس: آيا غير از رحمان خدايانى معين كرده بوديم كه مردم آنها را بپرستند (45).

بيان آيات‏

از آنجا كه رشته كلام از رسالت رسول (ص) و كفر مشركين به رسالت و تشبث ايشان (در شرك) به ذيل تقليد از پدران و بدون هيچ دليل ديگر انجاميد، دنبالش داستان ابراهيم (ع) را ذكر مى‏كند كه تقليد كردن از پدر و قومش را دور انداخته، از آنچه آنان به جاى خداى سبحان مى‏پرستيدند بيزارى جست، و از پروردگارش طلب هدايتى كرد كه از فطرتش سرچشمه مى‏گرفت.

بعد از نقل داستان ابراهيم اين مسائل را خاطر نشان مى‏فرمايد كه از چه نعمت‏هايى برخوردارشان كرد، و آنها چگونه آن نعمت‏ها را كفران كردند، و به كتاب خدا كافر شدند، و در آن خرده‏گيريها نمودند، و به فرستاده خدا طعنه‏ها زدند، طعنه‏هايى كه به خودشان بر مى‏گردد، و سپس آثار اعراض از ياد خدا را ذكر مى‏كند، و عاقبت اين كار را كه همان شقاوت و خسران است تذكر مى‏دهد و آن گاه عطف مى‏كند بر آن اين را كه پيامبر بايد براى هميشه از ايمان آوردن ايشان مايوس باشد. و سپس تهديدشان مى‏كند به عذاب. و به پيامبر عزيزش تاكيد مى‏كند كه به قرآن تمسك جويد، چون قرآن ذكر او و ذكر قوم او است، و به زودى از آن بازخواست مى‏شوند، و آنچه در قرآن است دين توحيد است كه همه انبياء گذشته بر آن دين بودند.

" وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ"

كلمه" براء" مصدر" برء"،" يبرء" است كه صفت مشبهه‏اش" برى‏ء" مى‏شود. و بنا بر اين، معناى جمله" اننى براء"،" اننى ذو براء" مى‏شود. و يا معناى آن" اننى برى‏ء"
است، كه براى مبالغه به جاى" برى‏ء"،" براء" را به كار برده، هم چنان كه وقتى بخواهيم در عدالت كسى مبالغه كنيم مى‏گوييم فلانى عين عدالت است.

/ 590