وجوهى كه در باره معناى آيه:" وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ" گفته شده‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اين را هم بايد دانست كه استثناء" إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي" استثناء منقطع است، چون همانطور كه مكرر گفته‏ايم بت‏پرستان خدا را عبادت نمى‏كردند، چون خدا در جمله مستثنى نبود، تا كلمه" الا" او را استثناء كند. پس اينكه بعضى از مفسرين «1» استثناء مذكور را متصل دانسته و گفته‏اند: مشركين معتقد بوده‏اند كه اللَّه تعالى رب ايشان است، ولى غير از اللَّه (يعنى بت‏ها) را مى‏پرستيدند، صحيح نيست.

وجوهى كه در باره معناى آيه:" وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ" گفته شده‏

" وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ"

از ظاهر كلام برمى‏آيد كه ضمير فاعل مستتر در كلمه" جعلها" به اللَّه تعالى بر مى‏گردد، و ضمير بارز در آن- به طورى كه بعضى «2» گفته‏اند- به كلمه" برائت" برمى‏گردد كه ابراهيم از آن سخن گفت، و معنايش همان معناى كلمه توحيد است، يعنى كلمه" لا اله الا اللَّه" كه مفادش نفى خدايان دروغين است، نه نفى آنها و اثبات خداى تعالى، چون كلمه" اللَّه" در اين جمله مضموم است چون بدل از" اله" است و منصوب نيست تا منصوب به استثناء باشد، و اين مطلبى است روشن و هيچ احتياجى به تكلف‏هايى كه بعضى از مفسرين مرتكب شده‏اند ندارد. گفته‏اند كه ضمير در" جعلها" به كلمه توحيد برمى‏گردد كه از كلام ابراهيم (ع) فهميده مى‏شود.

و مراد از كلمه" عقب" ذريه و فرزندان ابراهيم (ع) است. و معناى جمله" لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ" اين است كه:

شايد از عبادت آلهه غير خدا به سوى عبادت خدا برگردند.

يعنى بازگردند بعضى از آنها- كه همان پرستندگان غير خدا هستند- به دعوت بعضى ديگر- كه همان پرستندگان خدا هستند- به عبادت خداى تعالى. و از همين جا معلوم مى‏شود كه مراد از بقاء كلمه در ذريه فرزندان ابراهيم اين است كه ذريه آن جناب چنان نباشد كه به كلى و حتى يك نفر موحد در آنان باقى نماند، بلكه همواره و ما دام كه نسل آن جناب در روى زمين باقى است، افرادى موحد در بين آن يافت بشود و چه بسا اين استجابت همان دعايى باشد كه ابراهيم (ع) قبلا ذكر كرده و عرضه داشته بود:
" وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ" «3».

بعضى ديگر از مفسرين «4» گفته‏اند:

ضمير در كلمه" جعل" به ابراهيم برمى‏گردد، و خلاصه ابراهيم اين كلمه را در ذريه خود قرار داد تا شايد به سوى آن برگردند.

(1 و 2) مجمع البيان، ج 9، ص 45.

(3) خدايا مرا و فرزندانم را از اينكه بت‏ها را بپرستيم دور بدار. سوره ابراهيم، آيه 35.

(4) روح المعانى، ج 25، ص 76.

/ 590