ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ممكن هم هست جمله" وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ" را عطف تفسير بگيريم براى جمله" نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ ..."، در نتيجه جمله مذكور بيانى مى‏شود براى تقسيم معيشت، اما به بيان علل انقسام آن در مجتمع انسانى.

توضيح اينكه: كثرت حوائج انسان در زندگى دنيا آن قدر زياد است كه فرد فرد انسانها نمى‏توانند همه آنها را در زندگى فردى خود برآورده نمايند، و مجبورند كه بطور اجتماعى زندگى كنند، و از اينرو است كه اولا بعضى بعضى ديگر را به خدمت خود مى‏گيرند، و از آنان استفاده مى‏نمايند. و ثانيا اساس زندگى را تعاون و معاضدت يكديگر قرار مى‏دهند، همان طور كه در مباحث نبوت در جزء دوم اين كتاب گذشت.

در نتيجه مال كار بدينجا منجر مى‏شود كه افراد اجتماع هر يك هر چه دارد با آنچه ديگران دارند معاوضه كند، و از همين جا نوعى اختصاص درست مى‏شود، چون گفتيم هر يك از افراد اجتماع ما زاد فراورده‏هاى خود را- كه يا غله است و يا كالاى صنعتى- مى‏دهد و آنچه از حوائج زندگى مى‏خواهد از ما زاد فراورده‏هاى ديگران مى‏گيرد.

مثلا يكى از افراد اجتماع قناتى كنده، و آبى در آورده، آنچه از اين آب كه زائد بر مقدار حاجتش مى‏باشد مى‏دهد، و از ديگران ما زاد آذوقه‏شان را مى‏گيرد، در نتيجه هر دو، هم داراى آب مى‏شوند، و هم داراى آذوقه. و لازمه اين نوع زندگى اين است كه هر فردى در كارى كه تخصص دارد سعى مى‏كند و آن كار را به بهترين وجه ممكن انجام داده، از آنچه درست مى‏كند هر چه خودش لازم دارد نگه مى‏دارد، و قهرا ما زاد آن مورد احتياج ديگران واقع مى‏شود، چون ديگران به كارى ديگر اشتغال دارند، و او هم به فراورده‏هاى آنان محتاج است، و ما يحتاج خود را با آنچه از فراورده‏هاى خود زياد آمده مبادله مى‏كند، مانند نانوا كه محتاج آبى است كه سقايان دارند، و سقا هم محتاج نان او است، پس نانوا براى سقا كار مى‏كند، و سقا هم براى نانوا. و نيز مانند يك مخدوم كه خادمى را براى خدمت خود مسخر كرده، و خادم هم مخدوم را براى پولش مسخر كرده، و همچنين هر دسته از طبقات اجتماع مسخر طبقات ديگر، و خود مسخر كننده آنان است، و آنان يا بدون واسطه و يا با يك يا چند واسطه مسخر اويند، (كفاشى براى كفش‏دوزى بدون واسطه محتاج به دباغ است، ولى برزگر با واسطه محتاج به او است، چون بين برزگر و دباغ و سراج فاصله است)، براى اينكه هر يك به ما زاد آنچه نزد ديگرى است محتاج است، و هر يك فراورده‏هاى خود را در دسترس ديگران قرار مى‏دهد، البته با اختلافى كه مردم در احتياج و اهتمام به فراورده‏ها دارند.

و بنا بر آنچه گذشت مراد از كلمه" معيشت" هر چيزى است كه زندگى انسان را تشكيل مى‏دهد، چه مال و چه جاه. و يا تنها مال است، و غير مال را به تبع شامل مى‏شود هم چنان كه ذيل آيه كه مى‏فرمايد" وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ" نيز مؤيد اين احتمال است، چون تنها شامل مال مى‏شود، و غير مال را به تبع شامل مى‏گردد.

/ 590