ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بعد از آنكه گفتار به ذكر متقين منتهى شد كه آخرت نزد خدا خاص ايشان است، اين موقعيت پيش آمد كه چيزى از سر انجام معرضين از حق كه خود را از ياد رحمان به كورى مى‏زنند بگويد، و به مال امر آنان اشاره نمايد، و بفرمايد اينكه خود را از ياد خدا به كورى‏
مى‏زنند، باعث مى‏شود كه قرين‏هايى از شيطان ملازمشان گردند كه هيچگاه از ايشان جدا نشوند، تا در آخر با خود وارد عذاب آخرتشان كنند.

پس معناى آيه چنين مى‏شود: كسى كه از ياد خداى رحمان خود را به كورى بزند، و به اين مساله به نظر شبكورها بنگرد، ما شيطانى برايش مى‏آوريم. و در جاى ديگر تعبير به ارسال كرده مى‏فرمايد:" أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا" «1» و در آيه مورد بحث كلمه" ذكر" را به كلمه" رحمان" اضافه نموده تا اشاره باشد به اينكه ياد خدا خود رحمتى است از خدا.

و معناى قرين در جمله" فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ" مصاحبى است كه هرگز از شخص شبكور جدا نمى‏شود." وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ" ضمير در" انهم" به شياطين و بقيه ضميرهاى جمع به آنهايى كه از ذكر خدا كورند بر مى‏گردد. و اگر در آيه قبل ضمير آنان را مفرد آورد و فرمود:" كسى كه از ذكر رحمان خود را به كورى زند شيطانى برايش قرار مى‏دهيم" و در اين آيه ضمير را جمع آورده، به اعتبار معناى" من يعش" مى‏باشد، و كلمه" يصدونهم" از مصدر" صد" است كه به معناى برگرداندن و منصرف كردن است. و منظور از" السبيل" راه خدا است كه عبارت است از دين توحيد كه ذكر، بشر را به سويش دعوت مى‏كند.

و معناى آيه اين است كه:

شيطانها اينگونه افراد را كه از ياد خدا خود را به كورى مى‏زنند از ذكر منصرف مى‏كنند، و آن وقت است كه مى‏پندارند به سوى حق راه يافته‏اند.
و اين پندار غلط- كه وقتى از راه حق منحرف مى‏شوند گمان مى‏كنند هدايت يافته‏اند- خود نشانه تقييض قرين است، يعنى نشانه آن است كه از تحت ولايت خدا در آمده، و در تحت ولايت شيطان قرار گرفته‏اند، براى اينكه انسان به طبع اولى خود مفطور بر اين است كه متمايل به حق باشد، و به حكم فطرتش مى‏خواهد هر چيزى را كه به وى عرضه مى‏شود بشناسد، ولى اگر سخن حقى بر او عرضه شود و او به پيروى هواى نفسش از پذيرفتن آن سرباز زند و همين روش را ادامه دهد، خداوند مهر بر دلش زده، چشم دلش را كور مى‏كند، و قرينى برايش مقدر مى‏كند، آن وقت ديگر با هر حقى كه مواجه شود آن را بر باطل منطبق مى‏كند، با
اينكه فطرتا متمايل به آن است، ولى شيطانش او را به اين تطبيق دعوت مى‏كند، در نتيجه مى‏پندارد كه راه همين است، و نمى‏فهمد كه در بيراهه است، مى‏پندارد كه بر حق است، و احتمال هم نمى‏دهد كه راه باطل را مى‏رود.

(1) آيا نمى‏بينى كه شيطانها را به سراغ كافران فرستاديم تا به نوعى تحريكشان كنند. سوره مريم، آيه 83.

/ 590