بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
و در معانى الاخبار به سند خود از جويريه از سفيان ثورى روايت آورده كه گفت: من به جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب (ع) عرضه داشتم يا بن رسول اللَّه (ص) معناى اين كلمات از كتاب خداى عز و جل كه مىفرمايد:" الم"،" المص"،" الر"،" المر"،" كهيعص"،" طه"،" طس"،" طسم"،" يس"،" ص"،" حم"،" حم عسق"،" ق" و" ن" چيست؟امام صادق (ع) فرمود: اما" الم" كه در اول سوره بقره است معنايش" انا اللَّه الملك" است، يعنى منم اللَّه سلطان. و اما" الم" كه در اول سوره آل عمران است معنايش" انا اللَّه المجيد" است، يعنى منم خداى مجيد. و معناى" المص"" انا اللَّه المقتدر الصادق" است يعنى منم خداى مقتدر صادق. و معناى" الر" اين است كه" انا اللَّه الرؤف"، منم خداى رؤوف. و معناى" المر" اين است كه منم خداى محيى و مميت و رزاق. و معناى" كهيعص" اين است كه منم كافى و هادى و ولى و عالم و صادق الوعد. و" طه" خود يكى از اسماء رسول خدا است، و معنايش" يا طالب الحق الهادى اليه" است يعنى اى كه طالب حق و هدايت كننده خلق به سوى آنى، ما قرآن را به سويت نازل نكرديم كه خود را از اندوه براى كفار به سختى و مشقت بيندازى بلكه فرستاديم تا به وسيله آن نيكبخت باشى.و اما" طس" معنايش" انا الطالب السميع" است، يعنى منم طالب شنوا. و اما" طسم" معنايش منم طالب شنواى مبدى و معيد، و اما" يس" آن نيز يكى از اسماء رسول خدا (ص) است، و معنايش" يا ايها السامع للوحى و القرآن الحكيم انك لمن المرسلين على صراط مستقيم هان اى شنواى وحى و قرآن حكيم به درستى كه تو قطعا از فرستادگان خدايى كه بر صراط مستقيم و مهيمن بر آنى" است.و اما" ص" نام چشمهاى است كه از زير عرش مىجوشد، و همين صاد بود كه رسول خدا (ص) در معراج از آن وضو گرفت، و جبرئيل روزى يك بار داخل آن مىشود و در آن فرو مىرود، و سپس بيرون آمده بال خود را تكان مىدهد، و هيچ قطرهاى از بالش نمىچكد و نمىپرد، مگر آنكه خدا از آن فرشتهاى خلق مىكند، تا او را تسبيح و تقديس و تكبير و حمد بگويد تا روز قيامت.و اما" حم" معنايش حميد مجيد است. و اما" حم عسق" معنايش حليم، مثيب (ثواب دهنده) عالم، سميع، قادر، قوى، است. و اما" ق" نام كوهى است كه محيط به زمين است و سبزى آسمان هم از آن است، و به وسيله آن كوه است كه خدا زمين را از اينكه اهلش را بلرزاند حفظ كرده. و اما" ن" نام نهرى است در بهشت كه خداى تعالى دستور داد منجمد شو، منجمد شد، و مداد گشت و به قلم فرمود: بنويس قلم هم در كتاب لوح محفوظ سطرگيرى كرد، و آنچه كه بود و تا قيامت خواهد بود همه را نوشت پس مداد از نور و قلم از نور و لوح هم لوحى از نور بود.