ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و معناى جمله" وَ لا يَكادُ يُبِينُ" اين است كه او هرگز نمى‏تواند مقصود خود را تفهيم كند. و بعيد نيست كه اين سخن را به آن جهت گفته كه سابقه قبل از رسالت موسى (ع) را مى‏دانسته، كه مردى كم حرف بوده، و يا لكنتى در زبان داشته، و فرعون خبر نداشته از اينكه موسى (ع) از خدا خواست تا لكنت را از زبانش بردارد، و به حكايت‏
قرآن عرضه داشت:" وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي" «1» و خداى تعالى هم دعايش را مستجاب نموده، فرمود:" قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى‏" «2».

و در صدر آيه در جمله" أَمْ أَنَا خَيْرٌ ..." كلمه" أم" هم مى‏تواند منقطعه باشد، و هم متصله. اگر منقطعه‏اش بگيريم بيانگر كلام سابق مى‏شود و معناى جمله چنين مى‏شود" بلكه من از موسى بهترم، براى اينكه او چنين و چنان است". و اگر متصله بگيريم، يكى از دو طرف ترديدش با همزه استفهامش حذف شده، و تقديرش چنين است:" أ هذا خير ام انا خير ...- آيا اين موسى بهتر است و يا من ...".

و در مجمع البيان مى‏گويد: سيبويه و خليل حرف" ام" را عاطفه گرفته‏اند. و جمله" انا خير" را عطف بر آخر آيه قبلى، يعنى جمله" أَ فَلا تُبْصِرُونَ" گرفته‏اند، چون معناى" انا خير" همان معناى" ام تبصرون" است، پس گويا فرموده:" أ فلا تبصرون ام تبصرون" چون به نظر فرعون اگر مردم مى‏گفتند" تو بهترى" داراى بصيرت بودند «3». در حقيقت خواسته‏اند بگويند به كار بردن جمله" أَمْ أَنَا خَيْرٌ" در جاى" أم تبصرون" از باب به كار بردن مسبب در جاى سبب، و يا به كار بردن سبب در جاى مسبب است.

و به هر حال فرعون در اين آيه شريفه نام موسى (ع) را نبرد، و از او به اسم اشاره" هذا- اين" تعبير كرد كه اين خود نوعى تحقير و توهين است. و همچنين جمله" الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ" تحقير را مى‏رساند، و علت بهتر نبودن موسى را بيان مى‏كند.

" فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ"

كلمه" اسورة" جمع" سوار"- به كسر سين- است كه راغب آن را معرب كلمه" دستواره" دانسته «4».

مى‏گويند: «5» رسم مردم آن روز بود كه وقتى كسى را بر خود رئيس مى‏كردند، دستبندى از طلا به دستش و گردن‏بندى از طلا به گردنش مى‏انداختند. و بنا بر اين معناى آيه چنين مى‏شود: اگر موسى رسول مى‏بود، و بدان جهت بر مردم سيادت و سرورى‏
مى‏داشت بايد از آسمان دستبندى از طلا برايش انداخته مى‏شد.

(1) گره از زبانم بگشاى تا سخنم را بفهمند. سوره طه، آيه 30.

(2) به درخواستت رسيدى اى موسى، سوره طه، آيه 38.

(3) مجمع البيان، ج 9، ص 51.

(4) مفردات راغب، ماده" سور".

(5) روح المعانى، ج 25، ص 90.

/ 590