روايتى در بيان مراد از خشم و رضاى خداى تعالى‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بحث روايتى

روايتى در بيان مراد از خشم و رضاى خداى تعالى‏

در تفسير قمى در ذيل جمله" وَ لا يَكادُ يُبِينُ" گفته: يعنى كلامش را روشن اداء
نمى‏كرد «1».

و در كتاب توحيد به سندى كه به احمد بن ابى عبد اللَّه رسانده، و او بدون ذكر بقيه سند از امام صادق (ع) روايت كرده كه در ذيل جمله" فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ" فرمود: خداى تعالى مانند ما خشمگين نمى‏شود بلكه او براى خود اوليائى خلق كرده كه آنها خشمگين و يا خشنود مى‏شوند. و آن اولياء مخلوق خدا و مدبر به تدبير خدايند، و خداى تعالى رضاى آنان را رضاى خود، و سخط آنان را سخط خود قرار داده، چون ايشان را داعيان به سوى خود، و دليل‏هايى بر هستى و آثار هستى خود قرار داده، بدين جهت اولياء بخاطر او خشم مى‏كنند، و به خاطر او راضى مى‏شوند.

و اصولا خداى تعالى در معرض اينگونه احوال قرار نمى‏گيرد. و اگر خود خداى تعالى اينگونه الفاظ را در باره خود استعمال نكرده بود، ما نيز استعمال نمى‏كرديم ولى از آنجا كه خودش استعمال كرده، ناگزير بايد معناى صحيحى برايش بكنيم. معنايى كه كلام خود او مصدقش باشد، هم چنان كه فرموده:" هر كس يكى از اولياء مرا اهانت كند به جنگ من آمده است، و به من اعلان جنگ كرده" و نيز فرموده:" مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ- هر كس رسول را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده" و نيز فرموده:" إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ- كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند با خدا بيعت مى‏كنند" همه اين گونه تعبيرات همان معنايى را دارد كه برايت گفتم، و همچنين رضا و غضب خدا و صفات ديگرى كه نظير رضا و غضب هستند، همه در حقيقت صفات اولياى خدا است نه صفات خدا.

چون اگر صفات خدا باشد، و خدا كه پديد آورنده عالم است، در معرض اسف و ضجر قرار گيرد، با اينكه اسف و ضجر را خود او خلق كرده آن وقت مى‏تواند كسى بگويد:

پديد آورنده عالم هم نابود خواهد شد، براى اينكه وقتى بنا باشد او نيز در معرض ضجر و غضب واقع شود در معرض تغيير و دگرگونگى هم واقع مى‏شود. و همين كه فرض دگرگونگى در او صدق كرد، فرض نابودى هم صدق خواهد كرد. و چنين خدايى ايمن از نابودى نخواهد بود. و اگر بگويى: چه عيبى دارد كه او هم نابود شود؟ مى‏گوييم ديگر پديد آورنده فرقى با پديده نخواهد داشت و ديگر بين قادر و مقدور و خالق و مخلوق فرقى نمى‏ماند. و خداى تعالى بزرگتر از اينگونه فرض‏ها است." تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا".

(1) تفسير قمى، ج 2، ص 284.

/ 590