وجوه مختلف در معناى آيه:" قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ" - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

" أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى‏ وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ"

منظور از كلمه" سر" اسرارى است كه در دلهاى خود پنهان مى‏دارند، و منظور از كلمه" نجوى" سخنان بيخ گوشى است كه با يكديگر دارند، سخنانى كه مى‏خواهند ديگران نشنوند. و چون سر عبارت است از حديث نفس لذا از علم خدا بدان و از اطلاع خدا به سخنان بيخ گوشى آنان تعبير كرد به اينكه خدا آن را مى‏شنود.

" بَلى‏ وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ"

- يعنى بله ما سر و نجواى ايشان را مى‏شنويم و فرستادگان ما هم كه موكل بر ايشانند تا اعمالشان را بنويسند كارهاى ايشان را مى‏نويسند و حفظ مى‏كنند.

" قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ"

در اين آيه الوهيت فرزند را از راه ابطال اصل وجود فرزند براى خدا و اينكه اگر چنين چيزى بود من اولين پرستنده آن فرزند بودم ابطال مى‏كند. و اگر" ان" شرطيه را استعمال كرد و" لو" شرطيه را كه دلالت بر امتناع دارد استعمال نكرد با اينكه مقتضاى مقام اين بود كه بفرمايد" لو كان للرحمان ولد" براى اين است كه طرف مقابل را كمى از مقام لجبازيشان پايين آورده، به انصاف وادار سازد.

وجوه مختلف در معناى آيه:" قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ"

و معناى آيه اين است كه: به ايشان بگو اگر براى رحمان فرزندى مى‏بود- آن طور كه مشركين مى‏پندارند- خود من اولين كسى بودم كه او را مى‏پرستيدم، و حق نبوتش را اداء مى‏كردم، چون اگر بود قهرا هم سنخ پدرش بود، و ليكن من مى‏دانم كه چنين فرزندى وجود ندارد، و به همين جهت كسى را به عنوان فرزند خدا نمى‏پرستم نه به خاطر اينكه فرزند خدا هست ولى من با او دشمنى دارم.

مفسرين «1» براى اين آيه معانى ديگرى ذكر كرده‏اند كه اينك از نظر خواننده مى‏گذرد.

1- معنايش اين است كه:

اگر براى خدا آن طور كه شما مى‏پنداريد فرزندى مى‏بود، باز من او را نمى‏پرستيدم، و تنها خداى يگانه را مى‏پرستيدم، نه آن فرزندى كه شما مى‏پنداريد.

2- اينكه حرف" ان" نافيه است و معنايش اين است كه: بگو براى خدا فرزندى نيست پس من در بين شما اولين كسى هستم كه داراى توحيد در عبادتم.

(1) مجمع البيان، ج 9، ص 57.

/ 590