ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

" وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ"

سياق اين آيه سياق عموم است، در نتيجه مراد از جمله" الَّذِينَ يَدْعُونَ"،" الذين يعبدون" است، يعنى كسانى كه به جاى خدا چيزهايى را مى‏پرستيدند، پس غير از خدا هيچ معبودى مالك شفاعت نيست، نه ملائكه، و نه جن، و نه بشر، و نه هيچ معبودى ديگر.

و مراد از كلمه" حق" در اينجا دين توحيد، و مراد از" شهادت به حق" اعتراف به آن دين است. و مراد از جمله" وَ هُمْ يَعْلَمُونَ" از آنجا كه علم، مطلق آمده آگاهى به حقيقت حال كسى است كه مى‏خواهند برايش شفاعت كنند. پس تنها كسى مى‏تواند شفاعت كند كه معترف به توحيد باشد. و نيز بر حقيقت حال و حقيقت اعمال كسى كه مى‏خواهد شفاعتش كند واقف باشد، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده:" لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً" «1» و وقتى حال شفعاء چنين باشد، معلوم است كه مالك چنين شفاعتى نخواهند بود مگر بعد از شهادت به حق، پس جز اهل توحيد را نمى‏توانند شفاعت كنند، هم چنان كه قرآن كريم فرموده:" وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏".

و اين آيه شريفه تصريح دارد بر اينكه شفاعتى در كار هست.

" وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ"

يعنى اگر از آنان بپرسى چه كسى خلقشان كرده هر آينه خواهند گفت" اللَّه" پس از راه حق به كجا منحرف مى‏شوند، به سوى باطل كه همان مسلك شرك است. چون مشركين اعتراف دارند به اينكه جز ذات اللَّه تعالى هيچ خالقى ديگر نيست، و از سوى ديگر از آنجا كه تدبير كه همان ملاك ربوبيت است منفك و جداى از خلق نيست- كه در اين كتاب مكرر توضيح داده شده- پس بايد اعتراف كنند كه معبود تنها كسى است كه خلقت به دست او است، و او خداى سبحان است.

" وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ"

ضمير در كلمه" قيل" بى‏اشكال به رسول خدا (ص) بر مى‏گردد. و كلمه" قيل" مصدر است، هم چنان كه كلمه" قول" و" قال" نيز مصدر است. و جمله" قيله"- به طورى كه گفته‏اند- عطف است بر كلمه" الساعة" در جمله" وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ". و معنايش اين است كه: نزد خدا است علم قيامت، و علم سخن او كه گفت: اى‏
پروردگار اينان كه قوم من‏اند ايمان نمى‏آورند.

(1) سخن نمى‏گويد مگر كسى كه خداى رحمان اجازه‏اش داده باشد، و سخن صواب گويد.

سوره نبأ، آيه 38.

/ 590