دعوت پيامبر اسلام (ص) جهانى، ولى تدريجى و مرحله به مرحله بوده است‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دعوت پيامبر اسلام (ص) جهانى، ولى تدريجى و مرحله به مرحله بوده است‏

" وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها"

كلمه" كذلك" اشاره به وحيى است كه از سياق آيات قبل فهميده مى‏شود. و" أُمَ‏
الْقُرى‏" مكه مكرمه است. و مراد از انذار مكه، انذار اهل مكه است. و مراد از" مَنْ حَوْلَها" ساير نقاط جزيرة العرب است، يعنى آنهايى كه در خارج مكه زندگى مى‏كنند. مؤيد اين معنا كلمه" عربيا" است، چون مى‏فرمايد: بدين جهت قرآن را عربى نازل كرديم كه عربى زبانها را انذار كنى.
در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه اگر غرض از نازل كردن قرآن فقط انذار عرب زبانها باشد با جهانى بودن قرآن نمى‏سازد.

جوابش اين است كه دعوت پيامبر اسلام در جهانى شدنش تدريجى و مرحله به مرحله بوده، در مرحله اول به حكم آيه شريفه" وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ" «1» مامور بود تنها فاميل خود را دعوت كند، و در مرحله دوم به حكم آيه شريفه" قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ" «2» مامور شده آن را به عموم عرب ابلاغ كند، و در مرحله سوم به حكم آيه" وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ" «3» مامور شده آن را به عموم مردم برساند.

يكى از ادله‏اى كه مى‏رساند كه چنين مراتبى در دعوت اسلام بوده، آيه شريفه" قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ- تا جمله- إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ" «4» است، چون آن طورى كه از سياق سوره برمى‏آيد خطاب در آن به كفار قريش است، مى‏فرمايد: اين قرآن هدايت و تذكر براى تمام عالميان است و اختصاص به يك قوم و دو قوم ندارد، و چون كتابى است همگانى ديگر معنا ندارد كه رسول خدا (ص) از عرب مطالبه اجر و پاداش كند.
علاوه بر اينكه در اين معنا هيچ حرفى نيست كه دعوت به اسلام شامل اهل كتاب و مخصوصا يهود و نصارى نيز مى‏شود، (چون در قرآن بارها به اهل كتاب خطابها كرده، و ايشان را به پذيرفتن دين دعوت فرموده). و نيز مسلم تاريخ است كه مردمى از غير عرب اسلام را پذيرفته‏اند، مانند سلمان ايرانى، و بلال حبشى، و صهيب رومى.

بعضى از مفسرين «5» گفته‏اند:

مراد از جمله" مَنْ حَوْلَها" سائر اقوام بشريت غير عرب است، و مؤيد اين احتمال آن است كه از مكه تعبير فرموده به" أُمَّ الْقُرى‏" يعنى مركز تمامى شهرهاى دنيا و گر نه مى‏فرمود: مكه.
و اين آيه شريفه بطورى كه ملاحظه مى‏فرماييد وحى را از نظر نتيجه و هدفش معرفى مى‏كند، كه وحى عبارت است از انذار مردم از طريق القاء الهى، و نبوت هم همين است، پس وحى القايى است الهى به غرض نبوت و انذار.

(1) سوره شعراء، آيه 214.

(2) سوره حم سجده، آيه 3.

(3) سوره انعام، آيه 19.

(4) سوره ص، آيه 86 و 87.

(5) مجمع البيان، ج 9، ص 22.

/ 590